تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ممكن است منظور ابن حجر ، تنها شهرت باشد ، گرچه با واقعيت همراه نباشد و در آن صورت است كه سخن او از تناقض و تهافت خارج مىشود . با توجه به قرائن ، به نظر مىرسد كه صاحب ، مانند ساير بزرگان مذهب ، موقعى كه موضوع « عدل الهى » مطرح بحث بوده ، علنا به حمايت و جانبدارى از معتزليان برمىخاسته است . البته علت حمايت اين است كه شيعه و معتزله ، در برخى مسائل ، كاملا اتفاق نظر داشته مجتمعا در برابر اشاعره ايستادگى داشته‌اند ، خصوصا در مسئلهء جبر كه مستلزم انكار عدل الهى است ، گر چه در فرع ديگر آن كه موضوع تفويض و اختيار است ، اختلاف نظر دارند . و از آنجا كه فرق نهادن بين اين دو مسئله ، خصوصا در هنگام مشاجره و جدال براى همگان سهل و ميسور نيست ، فراوان بين پيروان اين دو مذهب خلط و اشتباه شده ، شيعه را معتزلى ، و معتزلى را شيعه قلمداد كرده‌اند ، چنان كه غير از صاحب بزرگان ديگرى همچون علم الهدى سيد مرتضى و برادرش شريف رضى به اعتزال منسوب گشته‌اند . و اما شافعى بودن صاحب ، درست مانند حنفى بودن اوست ، و تناقض شگفتتر سخن ابى حيان در امتاع ج 1 ص 55 مىباشد كه گفته : « صاحب شيعه اى است كه بين مذهب ابى حنيفه و سخن زيديه ، جمع كرده » ، با اينكه صاحب در اشعار فراوانى نام ائمهء اطهار را صريحا ياد كرده و در واقع اعتقاد زيديه را از خود نفى مىكند ، به اين شعر او توجه فرمائيد : - سرور من محمد است و هم على وصيش و دو پسر پاكشان و سالار عابدان . - و محمد باقر و فرزند او جعفر صادق و آنكه با موسى بن عمران همنام است . - و على كه در خاك طوس خفته بعد محمد و آنگاه على كه مسموم شد و بعد رهبرمان - - حسن و بعد از او به امامت « قائم آل محمد » معتقدم كه در كمين ستمكاران است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 122 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى