، و يا اين شعر ديگرش :
- به بركت محمد و على و دو پسرشان و زين العابدين و دو باقر و يك كاظم .
- بعد رضا ، بعد محمد ، سپس فرزندش ، و عسكرى پرهيزكار ، و قائم آل محمد .
- اميدوارم كه روز رستاخيز ، رستگار شده به نعيم بهشت و اصل گردم .
، و يا اين دو بيت :
- پيامبر حق و وصى او ، با دو سرور آزادگان بهشت ، بعد زين العابدين و دو باقر .
- و موسى و رضا و دو فاضل كه با بركت آنان چشم طمع به بهشت جاويد دوختهام .
، و در اين رجز خود گفته است :
- اى زائرى كه مشاهد مشرفه را عازم گشتى و كوه و صحرا در نوشتى .
- درود مرا بر رسول خدا نثار كن درودى كه با گذشت روزگاران كهنه نگردد .
- و چون به كوفه بازگشتى ، همان تربت پاك معروف .
- در بهترين جايگاه « نجف » به مهتر عالميان ابو الحسن درود فرست .
- و مجددا باز گرد به مدينه و در بقيع . بر امام مجتبى سلام گوى .
- و در كربلاء ، صحراى طف عنان بازگير و سلام مرا با بهترين تحيات هديه كن !
- به خدمت آن خفتهء در خاك ، حسين كه سالار شهيدان است .
- و باز در پهنهء بقيع پهلو گير كه تربتى شريف و والاست .
- در آنجا زين العابدين چراغ تابان و باقر شكافندهء علم و جعفر صادق به خاك اندراند .
- سلام مرا به آنان برسان ، سلامى پيوسته كه طنين آن دشت و دمن را پر سازد .
- و بعد در بغداد پهلو بگير و بر پاكيزه نهاد : موسى ، سلام مرا نثار كن !
- و با عجله به طوس رو ولى آرام دل ، و سلام و تحيت مرا به ابى الحسن تقديم كن .
- سپس بر بال هماى نشين و به بغداد باز شو ! و درود مرا بر معدن تقوى محمد نثار كن .
- و بعد در سامرا سرزمين عسكر ، بر على هادى سلام گوى كه از شك و ريب ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٢٣