تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
، و يا اين شعر ديگرش : - به بركت محمد و على و دو پسرشان و زين العابدين و دو باقر و يك كاظم . - بعد رضا ، بعد محمد ، سپس فرزندش ، و عسكرى پرهيزكار ، و قائم آل محمد . - اميدوارم كه روز رستاخيز ، رستگار شده به نعيم بهشت و اصل گردم . ، و يا اين دو بيت : - پيامبر حق و وصى او ، با دو سرور آزادگان بهشت ، بعد زين العابدين و دو باقر . - و موسى و رضا و دو فاضل كه با بركت آنان چشم طمع به بهشت جاويد دوخته‌ام . ، و در اين رجز خود گفته است : - اى زائرى كه مشاهد مشرفه را عازم گشتى و كوه و صحرا در نوشتى . - درود مرا بر رسول خدا نثار كن درودى كه با گذشت روزگاران كهنه نگردد . - و چون به كوفه بازگشتى ، همان تربت پاك معروف . - در بهترين جايگاه « نجف » به مهتر عالميان ابو الحسن درود فرست . - و مجددا باز گرد به مدينه و در بقيع . بر امام مجتبى سلام گوى . - و در كربلاء ، صحراى طف عنان بازگير و سلام مرا با بهترين تحيات هديه كن ! - به خدمت آن خفتهء در خاك ، حسين كه سالار شهيدان است . - و باز در پهنهء بقيع پهلو گير كه تربتى شريف و والاست . - در آنجا زين العابدين چراغ تابان و باقر شكافندهء علم و جعفر صادق به خاك اندراند . - سلام مرا به آنان برسان ، سلامى پيوسته كه طنين آن دشت و دمن را پر سازد . - و بعد در بغداد پهلو بگير و بر پاكيزه نهاد : موسى ، سلام مرا نثار كن ! - و با عجله به طوس رو ولى آرام دل ، و سلام و تحيت مرا به ابى الحسن تقديم كن . - سپس بر بال هماى نشين و به بغداد باز شو ! و درود مرا بر معدن تقوى محمد نثار كن . - و بعد در سامرا سرزمين عسكر ، بر على هادى سلام گوى كه از شك و ريب ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 123 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى