شايسته تر است ، و خدا ما را بس است : همان فرستندهء باران و شكافندهء دانه ، خالق جان ( 1 ) » .
از اينها گذشته ، صاحب در اشعار خود ، به مذهب حق كه همان مذهب اماميه است تصريح كرده ، و نص غدير را سند اعتقاد خود مىشمارد ؛ مىگويد :
بالنص فاعقد ان عقدت يمينا
كل اعتقاد الاختيار رضينا
- اگر سوگند ياد كنى ، بر نص خلافت ياد كن ، ما به قانون « اختيار » گردن نهاديم .
- در برابر سخن خداوند تسليم شو كه فرمود : موسى از ميان امت هفتاد نفر اختيار كرد .
، و نيز در قصيدهء كه با قافيهء « با » گذشت ، گفته بود :
- ندانستيد وصى رسول همان است كه در محراب عبادت انگشترى به رسم زكات بخشيد ؟
- ندانستيد وصى رسول همان باشد كه روز « غدير » حقانيت او را اعلام و صحابه را محكوم ساخت ؟
، و يا اين شعرش :
- دوستى جانشين پيامبر امير مؤمنان فريضهء قرآن است .
- كه خداوند بر عهدهء تمام جهانيان نهاده و به سالارى مؤمنانش برگزيده .
، و آنچه در « لسان الميزان » آمده كه : صاحب از مذهب اعتزال جانبدارى مىكرده و بدان شهرت داشته ، از چند جهت مردود است ، چه ابن حجر ، خود اين نسبت را تخطئه كرده و هم از قاضى عبد الجبار حكايت كرده كه هنگام نماز بر جنازهء صاحب گفته : « نمىدانم چگونه بر اين رافضى نماز بخوانم » و از همه بالاتر اشعار او است كه مىگويد : از شماتت دشمن كه مرا رافضى مىخوانند ، باكى ندارم .
هامش
( 1 ) تمام اين احاديث كه در فضل و منقبت مولايمان امير المؤمنين ، مورد استناد صاحب واقع گشته . صحيح و در نزد محدثين مسلم و ثابت است ، و كسى كه به اجزاء كتابمان « الغدير » مراجعه كند ، خواهد يافت كه اين احاديث به صورت صحيح و مسند از حفاظ اهل حديث روايت شده .