تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ما را فضيلت نبوت است . ( 1 ) امينى گويد : « آيا اخبار گذشتگان بدست آنها نرسيده » ؟ بگو خبر بزرگى است كه شما از آن رو گردانيد » 3 - گويد : ما معتقديم فكر معاويه در انتخاب خليفهء بعد از خود ، خوب و نيكو بود و تا وقتى كه در انتخاب خليفه ، قاعده اى وضع نشده و اهل حل و عقد كه بايد اختلافات را رسيدگى كنند ، تعيين نگرديده‌اند ، بهترين كاريكه مىتوان كرد اختيار خليفه از طريق ولايت عهد ، قبل از مرگ خليفه سابق است ، زيرا بدين وسيله از پديد آمدن اختلاف كه براى امت اثرش بدتر از ظلم خليفه و حاكم است ، جلوگيرى مىشود . ( ص 119 ) و گويد : از چيزهائى كه مردم بر معاويه خورده گرفته‌اند ، اينست كه فرزندش را به خلافت برگزيد و در اسلام سنت پادشاهى را كه منحصر به خاندان معينى باشد ، پا بر جا كرد و حال آنكه در گذشته كار خلافت وسيلهء مشورت انجام مىگرفت و با نظر عموم قريش انتخاب مىشد . و گويند : روشى كه معاويه نهاد ، غالبا باعث مىشود افرادى كه برتر و شايسته تر نيستند ، انتخاب گردند و در خاندان خلافت كار تنعم و رفاه ، به فرو رفتن در شهوات منتهى شده و به غرور و برترى جوئى نسبت به ساير مردم ، كشيده شود ، ولى به عقيدهء ما اين انحصار طلبى امرى ضرورى است و براى حفظ مصالح مسلمين و گرد آوردن پراكندگىها و ايجاد همبستگى بين آنان ، چاره اى از آن نيست ، زيرا هر چه دائرهء انتخاب خليفه ، گسترش يابد ، داوطلبان اشغال مسند خلافت فزونى يابند و چون وسعت مملكت اسلامى و اشكال ارتباط بين نقاط آن را در نظر گيريم و با توجه به اين نكته كه افراد خاصى هم كه بايد منحصرا ، انتخاب خليفه
هامش
( 1 ) كتاب صفين ابن مزاحم 538 ، 539 ، الامامة و السياسة 1 / 100 ، مروج الذهب 2 / 61 نهج البلاغه 2 / 12 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 3 / 424 ، م ربيع الابرار زمخشرى باب 66 .