تنشى التلاوة فى ابياتهم سحرا
و فى بيوتكم الاوتار و النغم
منكم علية ام منهم ؟ و كان لكم
شيخ المغنين ابراهيم ام لهم
اذا تلوا سورة غنى امامكم
قف بالطلول التى لم يعفها القدم
ما فى بيوتهم للخمر معتصر
و لا بيوتكم للسوء معتصم
و لا تبيت لهم خنثى تنادمهم
و لا يرى لهم قرد و لا حشم
الركن و البيت و الاستار منزلهم
و زمزم و الصفى و الحجر و الحرم
و ليس من قسم فى الذكر تعرفه
الا و هم غير شك ذلك القسم ( 1 )
پيرامون اشعار
اين قصيده را چنان كه ياد كرديم 58 بيت در ديوان خطىاش همراه با شرح ابن خالويه نحوى معاصر او مىيابيد ، ابن خالويه در خدمت بنى حمدان در حلب مىزيست و به سال 370 ه بدرود زندگى گفته است و علامه شيخ ابراهيم يحيى العاملى 54 بيت آن را تخميس كرده مخمسهايش در « منن الرحمان » 1 / 143 آمده است ، و مطلعش اينست :
هامش
( 1 ) وقت سحر در خانه هاشان ، به تلاوت قرآن پردازند و شما تار و موسيقى در خانه هاتان نوازيد .
آيا « عليه » ، ( دخت مهدى پسر منصور ، عود مىنواخت و برادرش ابراهيم مىخواند و مى - نواخت ) از شما يا از آنها است ؟ بزرگ خوانندگان ابراهيم از شما يا از آنها است .
وقتى آنها سوره اى از قرآن خوانند ، امام شما ( ابراهيم ) تغنى كند . شما بايد در برابر ويرانههاى آنها كه گذشت زمان در آنها مؤثر واقع نشده ، بايستيد .
در خانه هاشان از فشردن شراب خبرى نيست و در خانه هاتان از زشتى پناهى نه .
براى همصحبتى آنها ، از خنثى ( عبادة المخنث نديم متوكل ) براى منادمت ، و بوزينه و احشام خبرى نيست .
منزل آنها را بيت اللَّه و ركن و استار آن ، و زمزم و صفا ، و حجر و حرم مكه ، تشكيل مىدهد .
هيچ گونه سوگندى در قرآن كه ما شناسيم نيست مگر آن كه آنان بىترديد مقصود از آن قسماند .