و بات من فوق الفراش دونه
و جاد فيما قد غلا و ما رخص
من كان فى بدر و يوم احد
قط من الاعناق ما شاء و قص
فقال جبريل و نادى لا فتى
الا على عم فى القول و خص
من قد عمرو العامرى سيفه
فخر كالفيل هوى و ما قحص
و رآء ما صاح الا مبارز
فالتوت الاعناق تشكو من و قص
من اعطى الراية يوم خيبر
من بعد ما بها اخو الدعوى نكص
و راح فيها مبصرا مستبصرا
و كان أرمدا بعينيه الرمص
فاقتلع الباب و نال فتحه
ودك طود مرحب لما قعص
من كسح البصرة من ناكثها
و قص رجل عسكر بما رقص
و فرق المال و قال خمسة
لواحد فساوت الجند الحصص
و قال فى ذى اليوم يأتى مدد
وعده فلم يزد و ما نقص
و من بصفين نضا حسامه
ففلق الهام و فرق القصص
و صد عن عمرو و بسر كرما
اذ لقيا بالسوأتين من شخص
و من اسال النهروان بالدما
و قطع العرق الذى بها رهص ( 1 )
هامش
( 1 ) و در راه او بر بسترش خسبيد و هر چه داشت . گران و ارزان نثارش كرد .
كسى كه روز بدر و احد هر چه خواست گردنها زد و سرها از بدن بريد .
تا جائى كه جبرئيل فرياد برداشته : لا فتى الا على را بطور عموم و خصوص ، گفت .
كسى كه شمشيرش عمرو عامرى را دو نيم كرد و مانند پيلى كه فرو افتد ، سقوط كرد .
و فرياد ألا مبارزش را نشان داد ، و گردنها از شكستن بشكوه افتاد .
كسى كه روز خيبر پرچم نصر به دستش داده شد ، و مدعيان دروغين منكوب شدند .
و پس از چشم دردى شديد ، با بصيرت و هشيارى ، عوض داده شد .
و آنگاه در خيبر را كنده و خيبر را گشود ، و كوه پيكر مرحب را با كشتنش ، فرود آورد .
چه كسى بصره را از لوث بيعت شكنان پاك كرد و پاى رقصندهء سپاه كفر را بشكست .
و اموال را پخش كرده گفت براى هر نفر پنج دينار و ميان لشگر به مساوات تقسيم كرد ؟ ، و گفت امروز مدد مىرسد وقتى مدد رسيد شمردند به تعدادى كه گفته بود كم و زياد نشد .
و كسى كه در صفين شمشير از غلاف بيرون كشيد ، فرقها شكافت ، و استخوانها بشكست .
و از عمرو عاص و بسر بن ارطاة از روى بزرگواريش روى بگردانيد آنها كه عورتين خود را نشان دادند ( ، ) .
و كسى كه در نهروان خونها به راه انداخت و ريشهء تحريكات و فشارها را بشكست و كوبيد .
( ، ) - داستان امير المؤمنين ( ع ) با عمرو عاص و بسر بن ارطاة را در جلد دوم 158 ، 165 متعرض شديم .