تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
ياد ولاى تو نزد دوستانت شفا بخش و نزد دشمنانت اندوهبار است . مانند پرندگانى كه برخى در بوستانهاى پر شكوفه به گلها لبخند مىزنند و برخى در قفسها بسر مىبرند . » او دربارهء خلافت امير المؤمنين ( ع ) و آنكه به نص حديث غدير است ، شعرى بدين مضمون دارد :
قدمت حيدر لى بتأمير لما علمت بتنقيبى و تنقيرى
« مولى حيدر را براى امارت ، بنا بر آنچه از تحقيق و تعمق بدست آوردم ، برد گران مقدم داشتم . همانا خلافت بعد از پيامبر ، به امر خداى رحمان ، براى او مقدر شده است . كسى كه احمد روز غدير ، بنا به نقل خبرى كه وارد شده است دربارهء او گفت : يا على ! برخيز و پس از من ، براى آنان سرورى باش كه روز حشر با مسرت به من باز گردى . توئى مولاى آنان و توئى كه به امر آنان وفادارى كنى و اين تصريح از طريق وحى بايد به دلها نشيند از آن رو كه خداى عرش ، احمد را گفت ، رسالتت را ابلاغ كن و مطيع امر من باش . و اگر عصيان ورزى و انجام مأموريتت نكنى ، امر مرا نرسانده اى و فرمان مرا صلا نداده اى . و اين سخن از اوست كه در آن امير المؤمنين ( ع ) را مدح گفته ، دوستى و ولايش را به حديث غدير واجب مىكند :
دع الشناعات ايها الخدعة و اركن الى الحق و اغد متبعه
« اى حيله گران ! دست از زشتيها بداريد ، به حق تكيه كنيد ، و از پيروانش گرديد » يعنى پيرو كسى كه در آغاز خدا را به يگانگى پرستيد ، و از پيروى كسان