تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
كدام زن ، قابل مقايسه با همسر اوست ، و كدام دو سبطى را با دو سبط او مىتوان قياس كرد . روح دوستى ، در نورى ويژهء اوست ، و روح دشمنى ويژهء آتش ( در مخالفت اوست ) . اين است ، مالك آتش ، كه فردا تصرف مالكانه در آن خواهد كرد و اوست رضوان بهشت ، كه رضوان به ملاقاتش آيد . خورشيد به خاطر او از افلاكش بازگشت تا نمازش را بدون عيب و نگرانى بگذارد . آيا آنكه در جاى پيغمبر ( ص ) در مقام برادرى نشست مانند نشستن هارون در جاى موسى بن عمران ، كسى غير از او بود ؟ آيا او شافع فرشته اى كه به اميد شفاعتش به شكل اژدها نزد او آمد ، نبود ؟ پيامبر ( ص ) او را گفت ، يا على شقىترين مردم ، وقتى نام شقاوت برده شود ، دو كساند : يكى عاقر ناقه صالح كه به عصيان صالح برخاست ، و ديگر آنكه مرا ملاقات كند در حالى كه تو را عصيان كرده باشد . ريش شما يا ابا الحسن ! از خون سرتان ( اين از آن ) خضاب شده به رنگ قرمزى شديد ، رنگ آميزى خواهد شد . و در رثاى امير المؤمنين و فرزندش سبط شهيد گويد :
نعم الشهيدان رب العرش يشهد لى و الخلق انهما نعم الشهيدان من ذا يعزى النبى المصطفى بهما من ذا يعزيه من قاص و من دان من ذا لفاطمة اللهفاء ينبئها عن بعلها و ابنها انباء لهفان من قابض النفس فى المحراب منتصبا و قابض النفس فى الهيجاء عطشان نجمان فى الارض بل بدران قد افلا نعم و شمسان اما قلت شمسان سيفان يغمد سيف الحرب ان برزا و فى يمينيهما للحرب سيفان
« چه خوب دو شهيدى هستند ، خداى عرش و خلق ما سوى ، گواه من بر خوبى آن دو شهيدند . »