كدام زن ، قابل مقايسه با همسر اوست ، و كدام دو سبطى را با دو سبط او مىتوان قياس كرد .
روح دوستى ، در نورى ويژهء اوست ، و روح دشمنى ويژهء آتش ( در مخالفت اوست ) .
اين است ، مالك آتش ، كه فردا تصرف مالكانه در آن خواهد كرد و اوست رضوان بهشت ، كه رضوان به ملاقاتش آيد .
خورشيد به خاطر او از افلاكش بازگشت تا نمازش را بدون عيب و نگرانى بگذارد .
آيا آنكه در جاى پيغمبر ( ص ) در مقام برادرى نشست مانند نشستن هارون در جاى موسى بن عمران ، كسى غير از او بود ؟
آيا او شافع فرشته اى كه به اميد شفاعتش به شكل اژدها نزد او آمد ، نبود ؟
پيامبر ( ص ) او را گفت ، يا على شقىترين مردم ، وقتى نام شقاوت برده شود ، دو كساند :
يكى عاقر ناقه صالح كه به عصيان صالح برخاست ، و ديگر آنكه مرا ملاقات كند در حالى كه تو را عصيان كرده باشد .
ريش شما يا ابا الحسن ! از خون سرتان ( اين از آن ) خضاب شده به رنگ قرمزى شديد ، رنگ آميزى خواهد شد .
و در رثاى امير المؤمنين و فرزندش سبط شهيد گويد :
نعم الشهيدان رب العرش يشهد لى
و الخلق انهما نعم الشهيدان
من ذا يعزى النبى المصطفى بهما
من ذا يعزيه من قاص و من دان
من ذا لفاطمة اللهفاء ينبئها
عن بعلها و ابنها انباء لهفان
من قابض النفس فى المحراب منتصبا
و قابض النفس فى الهيجاء عطشان
نجمان فى الارض بل بدران قد افلا
نعم و شمسان اما قلت شمسان
سيفان يغمد سيف الحرب ان برزا
و فى يمينيهما للحرب سيفان
« چه خوب دو شهيدى هستند ، خداى عرش و خلق ما سوى ، گواه من بر خوبى آن دو شهيدند . »