كه هفت آسمان بر فراز هفت زمين بدون كمك گرفتن از كسى برافراشتى .
اى كسى كه وقتى به چيزى بگويد « كن » ( باش ) نون كن تحقق نيافته آن چيز ، تحقق مىيابد .
ما را در اين سال با ريزش باران بيش از اين سقايت مكن كه سيرابيم .
و از اوست در حالى كه از پاره اى از دوستانش نيز كاغذى طلبيد تا شعرى براى تبريك جشن كسى سرايد و او كوتاهى ورزيد تا موقع جشن سپرى شد گويد :
هر چند جوف نامه مشتمل بر روح بلاغت باشد باز مانند فصيحى لال است .
ولى هنگامى كه حامل با توجه خود به آن كمك كند ، جوابش به آسانى گشوده مىشود .
وقتى نماينده سستى كند و عمدا كوتاه آيد نامه برگى شوم خواهد بود . ( 1 ) .
روز جشن ، فرصت نامه از دستم رفت ، و ياد آن در شعر ، از بخشش مفلس خنكتر است .
آنگاه از او دربارهء بخشش مفلس پرسيدند : گفت در حال افلاس وعده اى مىدهد كه در وقت توانائى بدان عمل نخواهد كرد . و از اشعار نمكينش شعرى است كه چون شخصى يك طبق نىشكر و اترنج و نارنج برايش آورده گفته :
شيطان تو در طبق ، شيطان عصيانگرى است .
از اين رو تو ، آن كار را آغاز مىكنى و باز تكرار مىكنى .
هديه اى از تو ، برتر از نيكوئى براى ما آوردند .
طبقى كه در آن اندازه هائى با پستانها و گونهها بود . ( 2 )
وطواط در كتاب غرر الخصايص صفحهء 270 شعر او را كه در مقام طلب حاجتش سروده نقل كرده :
اى بزرگ مرد تا وقتى پرندهء درختان درهم ، آهنگ مىخواند ، تو پيوسته
هامش
( 1 ) نامهء شوم ، نامه اى است كه در آن نوشته باشند « حامل بايد كشته شود » .
( 2 ) مقصود از پستانها ، اترنج كه ميوهء گردى است و مقصود از گونهها نارنج است .