( تا آنجا كه گويد : )
قتل بن من اوصى اليه خير من
اوصى الوصايا قط او يوصيها
رفع النبى يمينه بيمينه
ليرى ارتفاع يمينه رائيها
فى موضع اضحى عليه منبها
فيه و فيه يبدئ التنبيها
آخاه فى « خم » و نوه باسمه
لم يأل فى خير به تنويها
هو قال : افضلكم على انه
امضى قضيته التى يمضيها
هولى كهارون لموسى حبذا
تشبيه هارون به تشبيها ( 1 )
هامش
( 1 ) كشته شد فرزند كسى كه بهترين وصيت كنندگان از گذشته و آينده ، او را وصى خود قرار داده .
پيامبر دست او را به دستش گرفته برداشت تا بيننده بلندى دست او را ببيند .
در جائى كه نيمروز فرا رسيده بود دربارهء او كه خود آغاز هر توجه و هشيارى است ، مردم را متوجه ساخت .
در محل خم ( غدير ) او را برادر خود قرار داد و تصريح به نامش كرد ، و هيچ خيرى را از او روى نگردانيد .
او گفت : برترين شما على است ، همانا او كار خود را كه بايد بكند ، كرد .
او نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است ، چه خوب تشبيهى است ، تشبيه به هارون .