تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و رها كنيد شيعهء دو سبط پيغمبر حسن و حسين پاك را . به زودى من بشما در مدت دو سال سندى به مبلغ ناچيزى خواهم داد . ( 1 ) ابن رستم ، اشعار را پسنديد و مردم آنها را ضبط كردند . و در هجاى ابا على بن رستم كه مردم را به خود دعوت مىكرد و به بيمارى برص مبتلا بود ، به هر دو امر ( دعوت به خود و بيمارى برص ) اشاره كرده گويد : از دلائل پيامبران الهى آيتى به شما داده شد كه بر سرهاى همه مردم بالا رفته اى . تنها بدون پدر به دنيا آمدى ، و در دست راستت سفيدى است ، پس تو هم عيسى و هم موسى باشى . و دربارهء ابى على بن رستم وقتى با روى اطراف شهر اصفهان را خراب كرده بود تا خانه اش را گسترش دهد ، با اشاره به اينكه اصفهان را ذى القرنين ساخته گويد :
قد كان ذو القرنين يبنى مدينة فاصبح ذو القرنين يهدم سورها
« ذو القرنين شهرى مىسازد آنگاه ذو القرنين ( ديگر ) ديوارش را ويران مىكند »
على انه لو كان فى صحن داره بقرن له سينا زعزع طورها
« به طورى كه هر گاه بيابان سينا در صحن خانه اش باشد ، با يك قرن ( شاخ ) خود ، طور سينا را به لرزه آورد » و از اوست دربارهء ابن رستم كه با روى شهر اصفهان را بنا مىكند :
يا رستمى استعمل الجدّا و كدنا فى حطَّنا كدا
« اى فرزند رستم تو كوشش به كار بر و ما ، به سهم خود مىكوشيم » تو محل آمال و آرزوهائى ، و كار بزرگ و پيچيده را ، تو آسان مىسازى . تو چنان اين با روى شهر را مستحكم ساختى ، كه سوگند به خدا چاره اى
هامش
( 1 ) اين اشعار در معجم الادباء 17 / 154 با تغيير مختصرى ديده مىشود .