تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
زنگيان گذرانيده‌ام . ( 1 ) گويا در آنشب برج آسمانى جوزاء بال و پر در تاريكى گسترده و طبل زبان ، سنج مىزند . و گويا در توصيف آن شب چنين نوشته شده : ايستاده اى كه سر خود را از كرشمه و ناز به زير افكنده است . و در صفحهء 229 گويد : روزى ابو الحسن بن طباطبا وارد خانهء ابى على بن رستم شد بر در خانه اش دو سياه پوست از اولاد عثمان را ديد كه عمامه‌هاى قرمز بر سر دارند . آنها را آزمايش كرد معلوم شد هر دو از ادب بىبهره‌اند . وقتى در مجلس ابن رستم استقرار يافت ، تقاضاى دوات و كاغذ كرده و اين اشعار را نوشت :
أرى بباب الدار اسودين ذوى عمامتين حمراوين
بر در خانه دو سياه پوست مىبينم . هر دو عمامه‌هاى قرمز بسر دارند . مانند دو گل آتش بر فراز دو ذغال . هر دو كه رفض ( تشيع ) را ترك گفته ، خرسندند . جد شما عثمان ذو النورين بود . چرا نسلى كه از او آمده دو موجود تيرهء رنگ است . چه زشت است بدى از خوبى زاده شود . چون آهنى كه از سيمان بيرون آيد . شما به كسى جز به دو كلاغ پرنده نسبت نداريد . كه در محنت و رنج افتاده‌ايد . شما نسبت به آن دو شخص ابراز دوستى مىكنيد ، شما اهل سنت را در آن دو شهر رها كنيد .
هامش
( 1 ) به زنگيان مثل ميزنند ، زيرا بين ساير ملل زنگيان به ساز و آواز مطربى امتياز دارند و در اين قسمت تمثيل به آنها شايع است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 208 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)