اشعار ابن معتز ، در آن مجلس حفظ كرده و آنها را بين سائر اشعارش برگزيده بود .
در معجم حموى ، بخش مهمى از اشعارش موجود است ، از جمله قصيده اى در 39 بيت كه در آن از به كار بردن حرف راء و كاف خوددارى شده است . در اين قصيده مدح ابو الحسن محمد بن يحيى بن ابى البغل را گفته ، آغازش اينست :
يا سيدا دانت له السادات
و تتابعت فى فعله الحسنات
و تواصلت نعماؤه عندى فلى
منه هبات خلفهن هبات
نعم ثنت عنى الزمان و خطبه
من بعد ما هيبت له غدوات
( 1 )
و در توصيف قصيدهء خود گويد :
ميزانها عند الخليل معدل
متفاعل متفاعل فعلات
ثعالبى در ثمار القلوب / 518 از شعر او آورده :
در حالى كه از خواب غفلت بيدار شدهام ، با زبانى نيشدار مانند نيش گرماى شديد ،
( خود را ملامت كرده ) به خود گويم : مرا با خيالات بيحاصلم در شبهاى رؤيائى آرزوها رها كنيد و با ملامت و شكنجه بيدارم نكنيد .
به من مىگويند بيدار شو جوانىات بدر شد ، به آنها مىگويم لذت خواب ، دمادم فجر است .
و در صفحهء 435 ، ثمار القلوب شب خوشى را در شعر او ياد كرده آنجا كه گويد :
شبى كه صبحش مرا به وجد آورد ، پندارى من آنشب را در عروسى
هامش
( 1 ) اى بزرگمردى كه بزرگان را رهين احسان خود ساخته ، در كارهايش پى در پى نيكى ، قرار دارد .
او نعمتها و الطافش به من پيوستگى گرفته ، و مرا از او بخششهائى پس از بخششهاى ديگر رسيده است .
همان نعمتهائى كه زمانه پس از چند صباحى كه به من ارزانى ، داشت ، از من باز گرفته و چه نعمتهاى بزرگى بوده است .