تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
اشعار ابن معتز ، در آن مجلس حفظ كرده و آنها را بين سائر اشعارش برگزيده بود . در معجم حموى ، بخش مهمى از اشعارش موجود است ، از جمله قصيده اى در 39 بيت كه در آن از به كار بردن حرف راء و كاف خوددارى شده است . در اين قصيده مدح ابو الحسن محمد بن يحيى بن ابى البغل را گفته ، آغازش اينست :
يا سيدا دانت له السادات و تتابعت فى فعله الحسنات و تواصلت نعماؤه عندى فلى منه هبات خلفهن هبات نعم ثنت عنى الزمان و خطبه من بعد ما هيبت له غدوات
( 1 ) و در توصيف قصيدهء خود گويد :
ميزانها عند الخليل معدل متفاعل متفاعل فعلات
ثعالبى در ثمار القلوب / 518 از شعر او آورده : در حالى كه از خواب غفلت بيدار شده‌ام ، با زبانى نيشدار مانند نيش گرماى شديد ، ( خود را ملامت كرده ) به خود گويم : مرا با خيالات بيحاصلم در شبهاى رؤيائى آرزوها رها كنيد و با ملامت و شكنجه بيدارم نكنيد . به من مىگويند بيدار شو جوانىات بدر شد ، به آنها مىگويم لذت خواب ، دمادم فجر است . و در صفحهء 435 ، ثمار القلوب شب خوشى را در شعر او ياد كرده آنجا كه گويد : شبى كه صبحش مرا به وجد آورد ، پندارى من آنشب را در عروسى
هامش
( 1 ) اى بزرگمردى كه بزرگان را رهين احسان خود ساخته ، در كارهايش پى در پى نيكى ، قرار دارد . او نعمتها و الطافش به من پيوستگى گرفته ، و مرا از او بخششهائى پس از بخششهاى ديگر رسيده است . همان نعمتهائى كه زمانه پس از چند صباحى كه به من ارزانى ، داشت ، از من باز گرفته و چه نعمتهاى بزرگى بوده است .