تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
آيا دينى كه مىگويد امت آن را حفظ و تبليغ كرده است ، به او ياد مىدهد كه على و اولادش بايد نسبت به قرآن و سنت نادان بوده باشند ؟ و يا معتقد است آنها از امت نبوده‌اند ؟ آنگاه مىگويد علم امت به قرآن و سنت پيامبر ، امروز بيشتر و كاملتر از علم على و علوم اولاد على است ، آخر او كى به علم على و اولادش و به علم جميع امت ، واقف گرديده است تا بتواند اين حكم قطعى و اظهار نظر بىدليل را بكند ؟ ! شگفت اينجا است كه او پندارد هرگاه براى امت حادثه اى اتفاق افتد ، خداوند به يكى از آنها حكم و پاسخ درست را نشان مىدهد و امت وارث پيامبر ( ص ) مىگردد و به بركت رسالت ، رشيد مىشود و بر اثر رشدى كه يافت . و بر اثر كتابش ، با پيامبرش در عصمت ، همدوش مىگردد و با عقل معصومش بدرجهء عصمت نائل مىگردد ، اگر اين طور است ، پس چرا ائمه ( على و اولاد على ( ع ) از آن يكىها نيستند كه خداوند حق و صواب را بدانها نشان داده باشد ؟ و چرا آنان از بردن ارثى كه براى امت پنداشته ، كوتاه آمده‌اند ؟ و در علم امت شريك نيستند ؟ و چرا بركت رسالت و بركت كتاب آن ، اينان را شامل نگرديده است ؟ و چرا مانند پيامبر بدرجهء عصمت نائل نشده‌اند ؟ و عقل معصومى ندارند ؟ از اينها همه شگفتتر ، بانگ رساى خداوند در كتاب عزيزش به عصمت آنان است « آيا آن كس كه آفريده نميداند ؟ ! تنها او بسيار دقيق و هشيار است ؟ ( 1 ) و آيا بر دلها قفل غفلتها زده‌اند . ( 2 ) شايد من مىتوانم بگويم : پيامبر به امتش بصيرتر و از صاحب اين اظهار نظرهاى بىدليل ، آشناتر بود و ميزان علوم امت و بينائى آنان را بهتر ميدانست با اين حال براى هدايت امتش بعد از خود ثقلين ( دو چيز گرانقدر ) را بجاى نهاد :
هامش
( 1 ) آيه 14 ملك : * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ . ( 2 ) اقتباس از آيه 24 ، محمد : * ( أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها .