تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
رسيده و داراى عقلى معصوم و كتابى معصوم است . و با همين نيروى عصمت ، به همهء مواريث پيامبرش رسيده . و هر مقامى كه براى پيامبر بوده ، او بدان فائز گرديده است . امت با وجود عقل و كمال و رشدش ، بعد از ختم نبوت ، گرامىتر ، عزيزتر ، بلند مرتبه تر از آن است كه تحت وصايت وصىاى تا ابد قاصر بماند . پاسخ - اين است پاره اى از خيالات ، و رشته اى از خرافات كه از شأن هر دانشجوئى كه بخواهد چيزى درك كند دور است ، تا چه رسد به كسى كه خود را فهميده و فقيه پندارد . گويا اين مرد ، در عالم رؤيا ، آن هم رؤياى « اضغاث و احلام » ( 1 ) سخن ميگويد . آيا كسى نيست از اين مرد بپرسد وقتى امت معصوم باشد ، و نگهدار كليات و جزئيات دين ، و اصول و فروع آن ، و آنها همه را از جانب همهء مردم و در هر عصرى بعد از عصر ديگر ، تبليغ كند و چيزى مورد فراموشى يا غفلت او واقع نشود ، پس بنا بر اين اعلم بودن امت ، از همهء ائمه ، و نزديكتر بودن هدايتش از هدايت آنان ، چه معنى دارد ؟ آيا ائمه از جرگهء امت خارجاند و ديگر حافظ دين و مهتدى بهدايت دين نيستند و از دينى كه امت آن را نگهداشته بيرون رفته‌اند ؟ آيا عصمت امت و حفظ و هدايت و تبليغ آنان ، نسبت به دين ، شامل ائمهء نمىگردد ؟ از طرفى بنا بر آنچه اين مرد مدعى است ، بايد در امت نادانى پيدا نشود ، و در هيچ امر دينى و حكم شرعى هيچگاه خلافى در بين آنها ديده نشود . و حال آنكه جاهلان امت بين مشرق و مغرب را پر كرده‌اند و اعمال و اقوالشان ، گواه جهل آنان است . و در جبههء مقدم آنان ، خود اوست ، و اختلافى كه از عهد صحابه تا امروز بين امت پديد آمده ، بر هيچ خردمندى پوشيده نيست . و آيا در اين اختلاف چيزى جز نادانى يكى از دو طرف ، نسبت به حقيقت آشكار چيز ديگر ، ميتواند تصور كرد ؟ زيرا مورد اختلاف يك امر بسيط غير قابل تجزيه است .
هامش
( 1 ) خوابهاى آشفته .