كيست شايسته تر از من نسبت به او . »
و چگونه حاكم نيشابورى حكم مىكند : على به اجماع مسلمين تنها مردى است كه علم پيغمبر را به وراثت برده است ؟
علاوه بر همهء اين ايرادات ، از دلائلى كه ياد شد معلوم مىشود لازمهء اين سخن كه امت داناتر از على باشد ، اينست كه علم امت از رسول خدا ( ص ) نيز برتر باشد ، زيرا على ( ع ) وارث همهء علوم پيامبر ( ص ) است . آنگاه چگونه اين تعبير پيغمبر را توجيه مىكند كه معتقد است خداوند حكمت را در خاندانش قرار داده ، با اينكه در امت كسى از آنها داناتر وجود دارد ؟ و اين سخن از او ( ص ) به درستى نقل شد كه فرمود : انا دار الحكمة و على بابها .
و چگونه او امتش را بعد از خود ، به پيروى اهل بيت ، امر مىكند كه از سرشت من آفريده شدهاند و از فهم و علم من برخوردارند ؟
چگونه آنان را پيشوايان امت مىداند و مىگويد : در هر گروهى از بازماندگان امت من ، مردان دادگرى از اهل بيتم وجود دارند كه دست ، تحريف غلو كنندگان ، و نسبتهاى دروغين جاعلان ، و تأويل و تفسير به رأى جاهلان را ، از اين دين كوتاه مىگردانند . همانا بدانيد پيشوايان شما ، نمايندگان خدا بسوى شمايند ، بنگريد شما بر چه كسى وارد مىشويد . ( 1 )
م - و هرگاه در امت چنان كه پندارد هيچ گونه قصورى نيست و امت تا روز قيامت نيازى به امام معصوم ندارد و نياز به امام معصوم را در پندار خود درك نمىكند ، پس چرا مراسم تجهيز و دفن پيامبرش را اين امت تا سه روز ، به تأخير انداخت ؟ اين كتابهاى قوم همه تصريح دارند علت تأخير سرگرمى به امر واجبى بوده و آن امر خلافت و تعيين خليفه .
ابن حجر در صواعق صفحهء 5 گويد : بدان كه اصحاب رضوان اللَّه عليهم
هامش
( 1 ) فى كل خلوف من امتى عدول من اهل بيتى ينفون من هذا الدين تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين الا ان ائمتكم و فدكم الى اللَّه فانظروا به من توفدون مراجعه كنيد براى احاديث مذكور به صفحات 80 ، 81 ، 95 ، 101 ، 123 از همين جلد .