از آن غافل گردد يا آن را فراموش كند .
از اين رو امت از همهء ائمه و پيشوايان ، نسبت به قرآن و سنت ، داناتر و از هدايت امامان امت نزديكتر است و علم امت بر قرآن و سنن پيامبر ، امروز بيشتر و كاملتر از علم على ( ع ) و علم هر يك از اولاد على است .
يكى از تفضلات بزرگ الهى بر پيامبرش و آنگاه يكى از عمومىترين و همگانىترين تفضلات الهى بر امت اين است كه خداوند بسيارى از فرزندان امت را به مراتب داناتر از امامان و اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و صحبه و سلم قرار داده است .
هر حادثه اى كه اتفاق افتد امت خالى از حكم حق و صوابى در آن نيست ، و براى هر مسئله اى امت را پاسخى است كه خداوند به يكى از افراد آنان كه وارث پيامبر بوده و به بركت رسالت و خاتميت آن ، رشيد هم شده باشد ، آن حكم را نشان مىدهد . و اين ارشاد امت براى هدايت و حق طلبى ، از ارشاد هر امامى بيشتر است . و امت مانند پيامبرش از بركت رسالت و كتاب آن و از بركت عقل رسالت و عصمت آن ، معصوم است .
امت بالغ و رشيد شده و ديگر نيازى به امام ندارد . رشد و عقلش او را از هر امامى بىنياز ميسازد .
من منكر عقيدهء شيعه دربارهء عصمت ائمه اش نيستم ، ولى منكر اين عقيدهام كه هنوز امت محمد قاصر است و پيوسته قاصر خواهد بود و تا روز قيامت محتاج به وصايت امام معصوم است .
من مىگويم امت به عصمت و راه يا بى از هر امام معصومى نزديكتر ، و به راه حق و صواب از هر امام معصومى ، راه يافته تر است ، زيرا عصمت امام ادعائى بيش نيست ، ولى عصمت امت ، به گواه قرآن بديهى و ضرورى است .
ممكن نيست در جهان اتفاقى رخ دهد كه امت ، پاسخ آن اتفاق را قبلا نداشته باشد ، و عقل ما نياز امت را به امام معصوم ، درك نمىكند يا اينكه به درجهء رشدش
الغدير ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٨٣