و چه موقع قائل به حلول خدا در جسم ائمه اش بوده ؟ و كدام يك از آنها در قديم و جديد عقيده به وجود على در ميان ابرها داشتهاند . . . تا آخر ، تا حرفى از قرآن را بر آن شاهد آورند ! .
بلى ( على در ابرها است ) اين جمله اى از شيعه است . اقتدا به پيغمبر اعظم ( ص ) به همان معنى كه در جلد اول ص 292 ( 1 ) گذشت ، ولى گويندهء كينه توز آنها را از جاى خود تحريف و تأويل كرده تا شهرت و آبروى شيعهء اماميه را لكه دار كند .
آيا براى اين مرد و قومش عار و ننگ نيست بر يكى از فرق بزرگ اسلامى ، دروغ ببندد و از تهمتزدن آنها باكى نداشته باشد . و آنان را به آراء زننده و بىپايه اى نسبت دهد ؟ و از رفتار زشت خود در معاملهء با آنها تحاشى نكند ؟ آيا كتب شيعهء اماميه كه در قرون گذشته و امروز تأليف شده و زبان گوياى عقايد آنان است مشتمل بر بيزارى از اين گونه نسبتهاى مختلفى كه از زبان بدخواهانشان گفته مىشود نيست ؟ او اگر اين مطالب را نمىداند مصيبتى بزرگ است و اگر مىداند و عمدا چنين مىكند مصيبت اعظم است . ( 2 )
بلى او مىتواند در نسبتهاى دروغينش به سخن اشخاصى از همقطارانش مانند طه حسين ، احمد امين و موسى جار اللَّه از رجال تهمت و افترا ، استناد جويد .
و اما عقيدهء اماميه به رجعت را قرآن گفته است ، ولى نادانى ، ديدهء اين مرد را مانند بصيرتش ، نابينا ساخته ، آن را نديده و در قرآن ، نيافته است .
از اين رو بعهدهء اوست كه به كتب اماميه مراجعه كند ، و گروهى از علماء تأليفات خود را بدان اختصاص دادهاند ، چه خوب بود اگر به يكى از اين كتابها مراجعه مىكرد .
چنان كه آيهء تطهير ، به عصمت گروهى از كسانى كه اماميه عقيده به عصمتشان
هامش
( 1 ) از چاپ دوم .
( 2 )فان كان لا يدرى فتلك مصيبة
و ان كان يدرى فالمصيبة اعظم