جز كوچهها و راههائى كه از آنها عبور مىكرده ، جاى ديگرى را نديده و معلوم است در آنجاها قرآنهائى كه در راه افتاده باشد و در پشت در خانهها باشد نبوده لذا او هم نديده است ، هر گاه به خانهها وارد مىشد قرآنها را در صندوقها و جايگاههاى مخصوصش مىيافت و مىديد روى هر رف و طاقچه اى غالبا به مقدار نفوس اهل خانه ، قرآن نهاده شده و گاهى از اين تعداد افزونتر است و در اوقات مختلف شب و روز قرائت مىگردد .
اينها غير از قرآنهاى كوچكى است كه شيعيان براى محافظت و به عنوان حرز براى مردان و زنان استفاده مىكنند ، و غير از قرآنهائى است كه مسافران براى خواندن و محفوظ ماندن از حوادث سفر با خود همراه مىبرند . و غير از قرآنهائى است كه روى قبور اموات براى خواندن در هر صبح و شام و هديه كردن ثوابش ، بروح آنها ، مىنهند ، و غير از قرآنهائى است كه كودكان براى آموزش از آغاز كودكى به مدرسه مىبرند ، و غير از قرآنى است كه همراه عروسها ، قبل از هر چيز به خانه شوهر مىفرستند ، و بعضى اين قرآن را براى تيمن و تبرك در زندگى جديد ، بخشى از مهريه قرار مىدهند . و غير از قرآنى است كه به خانههاى جديد مسكونى خود قبل از فرستادن اثاث البيت ، مىفرستند ، و غير از قرآنهائى است كه پهلوى زنها براى جن و شياطين متعدى مىنهند ، شياطينى كه به اولياء خود وحى مىفرستند ( و يكى از آنها قصيمى دروغ - ساز است ) و آنان را به سخنان زشت و غرور آميز مىفريبند .
آيا ايناناند كه براى كتاب خدا ارزشى قائل نيستند ؟ ايناناند كه قرآن در بينشان كمياب است ؟ اما آنچه براى اين مرد ، شيطان جهان گردش ، از بلاد شيعه خبر آورده كه حافظ قرآن بين آنها وجود ندارد ، داستان اين دروغ را از كتب شرح حال و فهرستهاى تاريخى بايد پرسيد و مراجعه به كتاب « كشف الاشتباه ( 1 ) فى رد موسى جار اللَّه » / 444 ، 532 بايد كرد در آنجا حافظان و قاريان شيعه يكصد و
هامش
( 1 ) تأليف عالم بزرگوار شيخنا المحقق شيخ عبد الحسين رشتى نجفى .