كاش متن اصلى نامهء على بن الحسين بن بابويه را عينا مىنگاشت ، تا امت اسلام بداند ، تنها يك نامه بيش نيست و در آن ذكرى از احكام نشده است كه اماميه بدان تمسك جويد . متن نامه به روايت شيخ در كتاب « الغيبة » چنين است :
« على بن الحسين به املاى على بن جعفر ، براى شيخ ابى القاسم حسين بن روح نوشت كه : از مولى صاحب الامر خواهش كند ، خداوند او را فرزندانى فقيه روزى كند و پاسخ آمد : شما از اين زن صاحب فرزند نخواهى شد ، ولى كنيزى ديلمى به ملك تو مىآيد و از او دو فرزند فقيه ( 1 ) نصيب خواهد شد . »
آيا در اين نامه ، مطلبى وجود دارد كه مأخذ دينى باشد و يا مىتوان وظيفه اى را از آن گرفت ؟ !
و اما نامههاى محمد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى كه در دو كتاب : « الغيبة » و « الاحتجاج » يافت مىشود ، آنها جمعا چهار نامه است كه دو نامهء آن را شيخ در ص 244 ، 250 كتاب « الغيبة » آورده ، يكى از آنها مشتمل بر نه مسأله و ديگر پانزده سؤال است و طبرسى در احتجاج دو دستخط ديگر به آنها افزوده است .
اگر تهمت زننده ، مرد منصفى بود ، درك مىكرد ، اينكه شيخ ، اين مسائل را در دو كتاب تهذيب و استبصارش نياورده ، براى باطل كردن همين شبهه و گسيختن همين پندار بوده است .
و اين مرد نمىدانسته كه كتاب احتجاج از تأليفات شيخ طوسى محمد بن الحسن نيست ، بلكه از شيخ ابى منصور احمد بن على بن ابيطالب طبرسى مىباشد .
و در آنجا كه گويد : اين توقيعها . . . تا آخر ، جنايتى بزرگ مرتكب شده و دست به مغلطه و فريبكارى عجيبى زده است ، زيرا بعد از اين كه ادعا كرده اينان توقيع را بر روايت مسند صحيح ، هنگام تعارض ، ترجيح مىدهند ، استدلال كرده به اينكه : ابن مابويه در الفقه : بعد از ذكر توقيعات وارد از ناحيهء مقدسه در باب « مردى كه وصيت به شخص ديگر كند » ، گويد : اين توقيع نزد من به خط
هامش
( 1 ) و براى او دو فرزند ابو جعفر محمد ، و ابو عبد اللَّه حسين ، از ام ولدى متولد گرديد .