طلبان به كجا منتهى مىشود كه انكار وجود حضرت حجت خواهند كرد .
از اين رو گويا نهى شده بودند از اينكه آثار صادر از ناحيهء مقدسه را در تأليفاتشان درج كنند با اينكه آنان خود ، راويان آنها بوده و بار آن را به امت حمل كردهاند ، تا مذهب اهل البيت از طريق جعفرى صحيح به مذهب مهدوى تبديل نشود و مردان متعصب كوردل ، مجالى براى اين سخن نيابند كه بگويند مذهب اماميه از امام غائبى كه به گمان آنان وجود خارجى ندارد گرفته شده و از نامههاى دروغين به پندار آنها پيروى مىشود و اين خود يكى از اسرار امامت است كه وثاقت و اعتماد به كتب اربعه را زياد مىكند .
اين بزرگ مرد ، ثقة الاسلام كلينى ، با اينكه در محيط بغداد ميان او و سفراى چهار گانهء امام زمان ، حجت منتظر فاصله اى نبوده ، همه در يك شهر و يك زمانند و او در سال 323 ه در زمان غيبت صغرى وفات كرده ، كتابش را در خلال بيست سال تأليف مىكند در حالى كه اسمى از توقيعات امام منتظر در كتاب كافىاش كه مشتمل بر شانزده هزار و صد و نود و نه حديث است ، ديده نمىشود ، با اينكه بسيارى از اين توقيعات از طريق او نقل شده و در كتابش توقيعات و نامههاى ديگر ائمه اهل بيت عصمت سلام إله عليهم را آورده است .
و اين ابو جعفر ابن بابويه صدوق ، با وجودى كه تعدادى از توقيعات با عظمت را در تأليف ديگرش « اكمال الدين » آورده و در آنجا بابى در صفحهء 266 به همين منظور گشوده ، هيچ كدام آنها را در كتاب « من لا يحضره الفقيه » خود نياورده است .
بلى در يك مورد تا آنجا كه ما دست يافتيم ، حديثى را در مقام تأييد بدون ياد كردن نام امام ( ع ) متعرض مىشود ( در 2 / 41 چاپ لكهنو ) گويد :
روايتى كه دربارهء آن كس كه روزى از ماه رمضان را عمدا افطار كند ، بر او سه كفاره واجب است ، من بدان روايت ، در مورد كسى كه افطارش به مباشرت حرام يا غذاى حرام صورت گيرد ، فتوا مىدهم ، زيرا اين معنى در روايات
الغدير ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٦