و ديگر : نامههاى برادرش حسين و نامههاى برادرش احمد است .
و اين ابو العباس كتابى در اخبار مرويهء از او گرد آورده و نامش را « قرب الاسناد الى صاحب الامر » نهاده است .
و ديگر : نامههاى على بن سليمان بن حسين بن جهم بن بكير بن اعين ابو الحسن رازى است كه او نيز مدعى مكاتبه است و نامه هائى اظهار كرده .
اين بود برخى از مبانى احكام شيعه و معتقدات آنان و اين قطره اى از آن دريا است كه مىتواند ادعاى رافضيان را در گرفتن دين خود از عترت نشان دهد . . . ( ص 58 . 61 ) .
پاسخ - چه بسيار شايسته بود براى اين مرد ، كه جمال الدين قاسمى او را نهى كرد ، كتابش را به ديگرى ارائه دهد ، چنان كه شايسته بود آقاى محمد رشيد رضا به هر زحمتى بود از شيعه يا يكى از افراد منصف قومش ميخواست ، نوشته هايش را قبلا مطالعه كند ، زيرا اباطيلى كه طى اين كتاب فراهم آورده كاشف از سوء نيت اوست ، و به اعتبار او لطمه مىزند و بر هر دانشمند اديبى مخفى نخواهد ماند و دامن تعصب نميتواند آن را بپوشاند و هر چند خواننده اش با شرافت و در انديشه ، آزاد فكر باشد ، نخواهد توانست از آنها دفاع كند .
چگونه بر محقق ميتواند پوشيده بماند كه اماميه به نامهها و توقيعات صادر از « مهدى منتظر » عمل نمىكنند ، و سخن اين مرد و هر كس بر طريقه اش ببافد ، چنان كه از قصيمى در « الصراع بين الاسلام و الوثنيه » خواهد آمد ، كمترين راز پنهانى بجاى نمىگذارد كه شيعه بدانها تعبد نخواهد كرد ، چنان كه در كتب اربعه كه عمده مرجع شيعه در كتب حديث مىباشد ، مؤلفانش « محامدهء ثلاثه » ( ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى ، ابو جعفر محمد بن على بن بابويه قمى ، ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسى ) هيچ كدام نامهها و توقيعات صادر از ناحيهء مقدسه را نياوردهاند و اين براى بيدارى هر محقق كافى است كه اين سه نفر از بزرگان اماميه آگاه بودهاند كار اين نامهها از ناحيهء اخلالگران و فرصت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٥