تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
علماى طوائف ديگر مسلمين ، حاضر مىشدند و نشان مىدادند كه او نه تنها پيشواى اماميه است ، بلكه او پيشواى همهء امّت اسلام است و بايد هر كس عقيده به دين دارد ، در احترام و تعظيم او بكوشد . آيا اين است مقتضى ادب علم و دين ؟ آيا در قانون شرع و اخلاق براى كوبيدن علماء و آبروريزى و حملات ناجوانمردانه تا اين حدّ ، نسبت به آنان ، مجوّزى موجود است ؟ آيا در قانون اسلام اجازه هست مسلمانى را تا آنجا سقوط دهند كه در انظار از كافر هم پستتر جلوه كند هر چند خلاف و دشمنى فيما بين باشد ؟ تا چه رسد نسبت به كسى مانند شيخ مفيد كه از اركان و اعلام دين و رهبران و انصار حق است . او كسى است كه مجد و عظمت علمى عراق را بدست خود بنياد نهاد ، و بينش مردمش را بيدار كرده است . او چه گناهى كرده ، جز اينكه واقعيتى را كه آلوسى منكر آنست شناخته و در پايگاه بلندى از علم و عمل قرار دارد كه هيچگاه آلوسى نتواند مقام او را دريافت . كاش مأخذى را كه بر اساس آن تجويز كذب را به شيخ مفيد در كتابهاى او يا كتابهاى ديگرى براى يارى مذهب ، نسبت داده ، ارائه مىداد يا اظهار مىكرد در اسناد متصل ديگر كجا اين نسبت را ديده است ، تأليفات او كه از اين نسبت خالى است و هيچ كس از علما چنين نسبتى را به او نداده است . پس اين نسبت نادرست است . و يك مسلمان بىسواد مىداند : هيچ كس حق ندارد صفاى اسلامى را با نسبتهاى دروغين تيره سازد تا چه رسد به كسى كه ادعاى علم مىكند . 5 - تحت عنوان « اماميه متعبد به نامه‌هاى صادره از مهدى منتظر هستند » گويد : بلى اينان قسمت اعظم مذهب خود را از اين نامه‌هاى دروغين گرفته‌اند كه هيچ عاقلى ترديد ندارد ، آنها افتراء به خدا بستن است ، و شگفت از رافضيان است كه صاحب اين نامه‌ها را كه بسيار دروغگو است . صدوق ، يعنى بسيار راستگو