گرديد ، پاره اى ديگر ، كه بر خلاف مصالح تشخيص داده شده بود ، ممنوع اعلام شد ، مثلا فرقهء معتزله پيروان و اصل بن عطا معتزلى متوفى 748 ه با عقيدهء به پنج اصل ، از ديگر مسلمانان متمايز ميشد ، و اين پنج اصل عبارتند از : توحيد ، عدل ، و عدو وعيد ، منزلت بين المنزلتين و امر بمعروف و نهى از منكر .
توحيد معتزلى سخت استدلالى است و مانند فرقهء اماميه صفات خدا را عين ذات او ميداند .
عدل آنان از روى قاعدهء لزوم حسن و قبح عقلى ثابت مىشود و در نتيجهء آن شر و فساد و ظلم بر خداوند ناروا ميگردد ، مردم در كارشان آزادند و خدا كسى را بر كارى مجبور نميكند و اصل آزادى و عدالت بايد محترم شمرده شود .
مقصود معتزله از وعدو وعيد ، اينستكه خدا بوعدههاى پاداش و وعيدهائى كه بر كيفر اعمال بندگان ميدهد ، به هر دو عمل خواهد كرد و تا شخص از گناهان خود توبه نكند گناهانش نابخشودنى است .
از تعبير منزلت بين المنزلتين ، قصدشان اينستكه چون فاسقى از معصيتش توبه نكند نه مؤمن است و نه كافر .
و امر بمعروف و نهى از منكر ، پنجمين اصل آنها ، دو واجب عقلى هستند نه شرعى و تا سر حد شمشير بايد اجرا شوند ( 1 ) .
در مقابل اين گروه ، اشاعره پيروان « ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى » متوفى 324 ه قرار دارند كه در همهء پنج اصل نامبرده با معتزله مخالفاند ، و فرقهء اماميه درست در وسط دو فرقه قرار گرفتهاند در دو اصل توحيد و عدل معتزليان را با خود همراه مىدانند و در دو اصل منزلت بين المنزلتين و امر بمعروف و نهى از منكر اشاعره را محق ميدانند .
ولى در مسئله وعد و وعيد شيعه معتقد است خداوند به وعدههاى ثوابى كه
هامش
( 1 ) مقصود ما ايراد مباحث معتزله و اشاعره نيست هر كس بخواهد در اين زمينه مطالعات كافى داشته باشد بايد به كتب كلامى مراجعه كند . اين بحث تاريخى را ما از مروج الذهب 3 / 221 نقل كرديم .