تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
اميد و به اتكاء به وعدهء پيروزى كه خدا به يارى كنندگان راهش در اعلاى كلمهء حق داده ، بررسىهاى زير را كه بر هر محقق اسلامى ، و هر مستشرق اسلام شناس قبل از اقدام به تحقيقات اسلامى ، شايستهء عنايت است ، آغاز ميكنم .

نقش زمامداران در انحراف مردم از اسلام

: دلائل و شواهد فراوان در دست است ، كه نشان ميدهد با پايان نزول وحى بر اثر وفات پيامبر اسلام ( ص ) ، حكمرانان اسلامى غالبا كوشيده‌اند بجاى اينكه حكم و زمامدارى خود را برنگ اسلامى در آورند ، براى تحكيم قدرت شخصى خود اسلام را برنگ زمامدارى خويش ، رنگ آميزى كنند . ( 1 )
هامش
( 1 ) براى نمونه رنگ آميزى اسلام را به رنگ سب و لعن و ناسزاگوئى به مقام شامخ ولايت امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) ميتوان متذكر شد كه از زمان معاويه تا زمان عمر بن عبد العزيز مدت 40 سال يكى از رسوم مسلم اسلامى قلمداد مىشد . حافظ در كتاب « الرد على الاماميه » آورده كه معاويه در آخر خطبهء نماز جمعه اش مىگفت : اللهم ان ابا تراب قد ألحد فى دينك و صد عن سبيلك فالعنه لعنا وبيلا و عذبه عذابا اليما ، و آنگاه اين متن را بهمهء بلاد بخشنامه كرد تا عينا روى منابر قرائت شود . گروهى از بنى اميه بعد از شهادت على ( ع ) بمعاويه گفتند : مگر نه ، تو بكام دلت رسيدى چه مىشد اگر دست از اين مرد ديگر ميداشتى ؟ ! معاويه گفت : لا و اللَّه حتى يربو عليه الصغير و يهرم عليه الكبير و لا يذكر له ذاكر فضلا به خدا سوگند دست نميدارم تا كودكان بر آن تربيت شوند و بزرگسالان با آن به پيرى رسند و ديگر هيچكس فضيلتى از او بر زبان نيارد ! حموى در معجم البلدان 5 / 35 آورده است كه وقتى على را بر منابر شرق و غرب لعن و ناسزا مىگفتند مردم سجستان پس از نخستين بار كه اين عمل اجرا شد . بر اين حكم شوريدند و حاضر نشدند كسى بر منبرشان مرتكب لعن على ( ع ) شود و چه شرفى از اين برتر كه وقتى على ، برادر رسول اللَّه ( ص ) بر منا بر مكه و مدينه لعن مىشد مردم سجستان از اين كار خوددارى كردند . زمخشرى در ربيع الابرار . و حافظ سيوطى آورده‌اند كه در ايام بنى اميه بر بيش از هفتاد هزار منبر على را لعن مىكردند . شگفتى اينجا است كه بعد از چهل سال ، وقتى عمر بن عبد العزيز سب و لعن على امير المؤمنين ( ع ) را بر منابر در خطبه ممنوع كرد و بجاى جملهء معاويه ، خواندن اين جمله را در خطبه به همه جا ابلاغ كرد : اللهم اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان ، با اين حال ، لعن على ( ع ) در غير از منبر و خطبه بطور كلى ممنوع و ترك نشده بود شايد به اين علت كه سب عثمان و معاويه بقول ابن تيميه در « الصارم المسلول » مجازات تازيانه داشت ولى بدگوئى به على ( ع ) و ديگر خلفا را مجازاتى نبود . حال مىپرسيم : به چه مجوزى از كتاب و سنت ، لعن يكنفر مسلمان تا چه رسد به يكى از خلفا تا چه رسد به صاحب ولايت كبرى بايد لازم الاجرا در خطبه‌ها گردد . براى بررسى بيشتر اين دگرگونى و مدارك فوق مراجعه كنيد ( الغدير 2 / 102 و 10 / 66 )