بر ميزان عطوفت و مهربانى اوست كه مىتواند براى شناخت او راهنماى منصفى باشد نه مدحهاى او كه بر اثر ميل و طمع سروده شده يا هجاهايش كه از انگيزهء كينه توزى و بى صبرى و بر خوى مردم ريشه گرفته است . در اين رثاها سرشت مردى خود نمائى مىكند كه آز و نياز او را دگرگون نساخته است و به عكس نشان دهندهء فرزندى نيك ، برادرى با شفقت ، پدرى مهربان ، همسرى محبوب ، فاميلى رؤف ، و چون برادرى در حزن برادرش محزون است . چنين مردى نمىتواند انسانى شرور ، سختدل ، كينه توز و موذى باشد .
و هرگاه ميان او و مردم زمانش اختلافى در قول پديد آيد ، عقل ما حكم مىكند قبل از اينكه سخن مردم را دربارهء او بپذيريم ، سخن او را دربارهء مردم زمانش بنگريم . زيرا آنان آزار او را مجاز ، و دروغ بستن بر او را كه رفتارش به نظرشان غريب ميآمد . آسان تلقى مىكردند . مردم عادت كردهاند هر گاه رفتار غريبى از كسى ديدند ، هر نوع تهمت و شگفتى را درباره اش بپذيرند در حالى كه او خود از اين تهمتها بيزار است و بديهاى مردم را يكى بعد از ديگرى از ترس بالا گرفتن شكايتش از مردم مىبخشد با اينكه مىداند مردم بىانصافند چنان كه گويد :
« از برادرى به من سخنى رسيد كه من او را بخشيدم هر چند كمتر از آن هم آدم را گله مند مىكند » .
« هنگام بر افروختن خشم ، محاسنى چند از او ، كه گناه هر خطا كارى را مىبخشد ، بخاطر آوردم » .
« مناسب من همين است كه خوبىها را با ديدهء روشن بنگرم و از بديها بدون توبيخ چشم پوشى كنم » .
« اى كسى كه از خشم ما گريزانى و خود را تبرئه مىكنى ، نجات بخشترين گريزگاه را براى خود برگزيده اى » .
« پوزش شما با گشاده روئى بر گناهتان مقدم است و مهر شما با شايستگى و خوش آمد پذيرفته است » .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٩