وجود داشته ، كه هر چه ديده عينا بقلم آورده و نقاشى خود را در كمال محكمى ، و ابتكار مىپرداخت .
آنچه از هجاها ، در شعر ابن رومى ديده مىشود ، هر چند ضرورتى براى آن وجود نداشته و بين او و مردم روابط حسنه اى موجود بوده است ، به منظور ابراز هنر - مندى او صورت گرفته است . و اين هنر را بهتر است ، قدرت تخيل و تصور بناميم تا هجا و يكى از محسنات است نه سيئات ، مطلوب است نه مطرود و مذموم ؛ شما اگر به بينيد فرزندتان در چنين هنرى وارد است و رموز و خفاياى آن را مىداند هر چند شما در صدد تهذيب و ارشادش باشيد ، بدتان نمىآيد . با اينكه وقتى به بينيد به كسى فحش مىدهد و او را توهين مىكند و هجامى گويد نگران و عصبانى خواهيد شد . زيرا اگر او را از توجه به نقاشىهاى فكاهى و درك معانى و تصاوير آن و تجسم تصورات مشابه آن باز داريد ، در حقيقت شما او را از اخلاقى كه باعث رشد و نمو فكرى او مىشده است باز داشتهايد و احساس صادق او را از تصديق و فهم آنچه مىفهمد ، جلوگيرى شدهايد .
ولى اگر او را از هجاگوئى و انگيزههاى آن باز داريد ، از خوى زائدى كه قابل نيست او را باز داشتهايد .
اينست هنر ابن رومى كه نه عذرى دارد و نه مىخواهد تا عذرى برايش بتراشند در غير از اين نمونه هجاها كه ياد كرديم بايد گفت مواردى است كه او را بدانها كشانيدهاند نه او خود بدانها دست زده باشد . و يا از خود دفاع كرده است نه اينكه حمله اى را آغاز كرده باشد و يا در پاره اى موارد عمدا او را بر انگيختهاند ، نه او خود برانگيخته شده باشد با اينكه وقتى در شعرش مىخوانيد :
« دو نفر كه با هم فحاشى كنند هميشه كسى كه خودش و پدر و مادرش از ديگرى بدتر باشد ، پيروز ميگردد » .
باور نمىكنيد ، گويندهء آن ابن رومى هجا آفرين زبان عرب و كسى كه هجا گويان را به نقاط ضعفشان هجا مىگويد ، باشد . ولى حقيقت همين است ، او برخى اوقات متوجه راه تكاملش مىگرديد ، از هجا گوئى متنفر و مستعفى مىشد ، دوست مىداشت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٧