تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
« آنان ( پرهيزگاران ) پهلو از خوابگاه تهى ساخته ميان خوف و رجابه خداى خود پناهنده اند و لذت خواب را از چشمان خواب آلودهء خود زدوده - اختران را مىنگرند يكى بعد از ديگرى طلوع مىكنند اگر آنان را هنگام اشاره با انگشتان به بينى - و هنگامى كه به آيات مربوط به قيامت بر مىخورند ، چگونه آه ميكشند و هنگامى كه با كمال خشوع گونه‌ها بر خاك مىسايند . با چشمانى گريان و اشگهاى سيل آسا . دعا مىكنند ، خداى ما ! صاحب اختيار ما ، اى كه همه كارت نيكو است ! به خاطر چهره‌هاى خاكسارمان ، از گناه ما در گذر . به خاطر چشمهاى گريانمان ، از گناه ما بگذر تو بهترين پشت گرمى ما هستى ، وقتى كسى را نداريم پاسخ مىرسد ، پاسخى كه گوش آن را نمىشنود . دوستانم ، كارهايتان نزد من ضايع نميشود . جانهاى خود را كه به راه من دهيد ، به امانت نزد من محفوظ مىماند » ابن رومى از اين نمونه اشعار خاشعانه بسيار دارد ما هيچگاه اين نمونه اشعار از شعرائى مانند « ابن فارض » و « محى الدين » ( كه معروف به عرفان و تصوفاند ) ، نشنيده‌ايم . امينى گويد : عقيدهء ابن رومى در باب اختيار ناشى از تيرگى شك و شبهه نيست چنان كه عقّاد پنداشته است ، بلكه اين عقيده را در نتيجهء برهان و دليل اتخاذ كرده است . او به حساب ترس از سرنوشت ، معتقد به تقدير نشده ، بلكه براهين قاطع او را بدان ملزم داشته است . چنان كه عقيدهء او در باب روزى كه تقدير محض است از روى برهان اتخاذ شده و منافاتى ندارد كه انسان در عين حال مكلف به كوشش باشد و دنبال اسباب ظاهرى ،