« آيا مىپندارى خداوند قادر نيست مردگان را مانند زندگان محفوظ نگهدارد ؟ »
« و آيات لطيف خدا را كه مىبينى از تدابير حكمايش مىپندارى ؟ »
او از دنيا رفت و لحظات آخر عمرش مىگفت :
لقاى پروردگار را هول و هراسى است كه هيچ ترسى بدان پايه نمىرسد .
طيره يا فال بد ، نزد او تنها بخشى از همين ترس دينى غريزى بود از اين رو او فلسفه بافى مىكرد و آراء و نظراتش را در دين وارد مىساخت ولى در حد احساس نه انديشه و لذا بايد گفت او يك هنرمند است نه يك فيلسوف .
امينى گويد : فال بد زدن ( طيرة ) بخشى از دين نيست . و كسى كه تسليم دين باشد گوشش از سخن پيغمبر ( ص ) پر است كه فرمود لا طيرة و لا حام : « نه فال بد و نه پرندهء شوم . و به آن تكيه نخواهد كرد بلكه ترتيب اثر دادن به فال بد خاصيت ضعف در نفوسى است كه به نور ايمان و يقين و توكل بر خدا در همه حال نيرومند نشده باشد لذا در جاهليت فال بد زدن فراوان بود و اسلام آن را از ميان برداشت .
گويد : اينكه او عقيده به اختيار دارد از جرئت و دليريش نيست و نمىخواهد نظرى بر خلاف اصطلاح عمومى ابراز كرده باشد ، او گناه را به گردن انسان مىاندازد و تقدير خدا را در مورد ثواب و عقايد بنده دور از ظلم مىبيند ، و دربارهء خداوند به نيكوترين تصورّى كه يك فلسفه ساز خدايش را تصوير مىكند ، مىنگرد و گويا اين عقيده را ، ترس از عالم غيب به او داده است نه جرئت و دليرى نسبت به آن .
و از ترس اشكالاتى كه او را فرا گرفته بود ، به رأى معتزله كشيده شد و آرامشى نداشت تا به پناهگاهى برسد و به آسودگى امن و امان ، دست يابد . از اين رو به دوستان پناه مىبرد و با آنان به درد دل مىپرداخت و از آنان مىخواست تا اندوهش را بگشايند چنان كه گويد :
« همبستگى ما را در دوستى ، مهر ما نسبت به نيكان بنىهاشم مستحكم مىدارد » .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٢