« آيا نمىبينى راهها ، در ميان كوهها چقدر وسيع است ، و خدا زنده و روزى تضمين شده است ؟ »
( امينى گويد ) اين مطلب در مورد رزقى است كه شخص را مىجويد و دنبال مىكند اما در مورد رزقى كه بايد طلب كرد چنين نيست چنان كه به همين مضمون ( 1 ) حديث آمده است ، در مورد رزقى كه نبايد طلب كرد ، قدريه دچار تناقض نخواهند شد زيرا آنان تنها در امورى كه انسان مورد ثواب و عقاب قرار مىگيرد ، قائل به اختيارند نه در مورد رزق و بهرههاى دنيوى .
اما دربارهء عقيدهء به دو طبيعت ( كه قبلا اشاره شد ) واضحترين سخنش در اين اشعار است .
« ما و شما هر دو داراى طبيعت خاكى هستيم كه هميشه ما را به جاهاى بدى پرت مىكند » .
« قبل از ما آدم و همسرش را از بهترين خانه ، بهشت برين ( فردوس ) سقوط داد » .
« پس بجاى باغها و رودهاى روان ، دنياى دنى را كه مانند نامش پست است ، به عوض گرفتند » .
« سوگند به خدا ، بد طبيعتى است كه پدر ما را از مقام قرب جوار حق ، محروم ساخت » .
« فرزندان ضعيفش را بعد از خود ، تسليم اسارت كرد تا آنان بدون اسير كننده اى ، خود اسير نفس گردند » .
« ولى هواى نفس در آزادگان ، اسير و محدود ، و مقهور قدرت آزاد مردى است » .
« هر چند پيكرها بخاطر آن طبيعت به هواى نفس كشيده شوند ولى نفس مانند آتش به بلندى مىگرايد » .
هامش
( 1 ) الرزق رزقان : رزق يطلبك و رزق تطلبه . ( مترجم )