« على همراه حق و قرآن است و حق و قرآن همراه على ، از هم قابل تفكيك نخواهند بود تا در حوض كوثر به من باز گردند »
به همين تعبير اخطب الخطباء خوارزمى در المناقب از طريق حافظ ابن مردويه نقل كرده و نيز شيخ الاسلام حمّويى در « فرائد السمطين » باب 37 از طريق حافظ ابى بكر بيهقى و حافظ حاكم ابى عبد اللَّه نيشابورى روايت كرده است .
و ابن مردويه در « المناقب » از ابى ذر ، روايت كرده كه او را از اختلاف مردم پرسيدند ، ابوذر گفت : بر تو باد به كتاب خدا و بزرگ مرد : على بن ابى طالب كه من شنيدم پيامبر ( ص ) مىگفت : على با حق و حق با على ، و بر زبان على است ، و آنجا كه على باشد حق دور مىزند .
احتجاج امير المؤمنين على عليه الصلاة و السلام به اين حديث در روز شورى ، مىتواند خواننده را بر شهرت و معروفيت آن بين صحابهء پيغمبر ( ص ) واقف سازد ، آنجا كه فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد رسول خدا ( ص ) فرمود :
حق با على و على با حقّ است . هر جا على برود حق با او ميرود ؟ همه گفتند بلى و اللَّه ( 1 ) .
در اينجا از آن مرد مىپرسيم چرا ممكن نيست اين جمله صحيح باشد ؟ آيا در آن يكى از محالات عقلى مانند اجتماع يا ارتفاع نقيضين موجود است ؟ يا از آن اجتماع ضدين يا مثلين صورت مىگيرد ؟ يا اينكه مردك مىپندارد حقيقت علوى قابل آن نيست كه با حق دور بزند و حق با آن .
بزرگ سخنى است كه از دهانشان بيرون ميآيد ( 2 ) .
و در 2 / 235 - 236 از طريق طبرانى و جز او ، به اسناد صحيح گفتار پيامبر خدا ( ص ) در روز غدير خم ، گذشت كه فرمود : خدايا هر كس او را دوست دارد تو
هامش
( 1 ) حديث مناشده در ج 2 ص 2 - 8 گذشت .
( 2 ) اقتباس از آيه 18 سورهء كهف