تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

يك ايراد مردود

سيد « حميد الدين عبد الحميد آلوسى » در كتابش « نثر اللئالى على نظم الامالى » 169 وقتى به آيهء ولايت مىرسد ، مىگويد : اين آيه نزولش ، چنانچه پنداشته‌اند تنها در حق على نبوده است ، بلكه دربارهء مهاجرين و انصار نازل شده و على يكى از آنها مىباشد . زيرا « الذين » در آيه ، صيغهء جمع است پس نمىتواند على به تنهائى مقصود از آيه باشد . امينى گويد : اين مرد ، در اين گفتارش به آهنگ ابن كثير دمشقى مىنوازد و بر وزان او مىبافد ، و از چاه او اين آب را مىكشد ، او كه در تاريخش دربارهء اين آيه چنان كه به همين زودى خواهد آمد ( 1 ) مىگويد : دربارهء خصوص على ، هيچ آيه اى از قرآن نازل نشده است . . . گروه غفلت زدگان را اين حقيقت فراموش شده است كه : هر گاه حكمى به عنوان عموم صادر شود . به طوريكه در يك جريان طبيعى قرار گيرد تا ديگران را به آوردن نظيرش تشويق ، يا از آوردن شبيهش باز دارد ، خصوصا كه موضوع را با خصوصيات مورد ، بر حسب تطبيق خارجى معين كنند ، بليغتر و براى صدق قضيه كلى ، بر آن فرد ، از توجه سخن راسا به سوى او ، مؤكدتر است و براى آن نظائر فراوانى در قرآن كريم وجود دارد ، و اينك چند نمونهء آن : 1 - الَّذين قالوا إنّ اللَّه فقير و نحن اغنياء ( 2 ) : آنها كه گفتند خدا فقير است و ما بىنياز - حسن گويد : گويندهء اين سخن حيىّ بن اخطب است . و عكرمه و سدّى و مقاتل و محمد بن اسحاق گويند . او فنحاص بن عازوراء بوده است ، خازن گويد اين سخن را هر چند يك نفر يهودى گفته ولى چون همه آنها به اين سخن راضى
هامش
( 1 ) وقتى به بحث از جعليات كتاب البدايه و النهايه ميرسيم . ( 2 ) آيهء 181 آل عمران