المودّة « 212 .
65 - سيد « محمّد مؤمن شبلنجى » در « نور الابصار » 77 .
66 - شيخ « عبد القادر بن محمّد سعيد » كردستانى متوفى 1304 در « تقريب المرام في شرح تهذيب الكلام » از تفتازانى 2 / 329 ( چاپ مصر ) و مانند ساير متكلمان دربارهء حديث سخن گفته و اعتراف به اتّفاق مفسّران بر نزول آيه در مورد امير المؤمنين ( ع ) كرده است ( 1 ) .
اما سخن در دلالت حديث ، هيچ عرب زبان اصيلى نيست كه هر چند وجدانش را به خطا رهبرى كند ، بتواند شكى در آن به خود راه دهد . اين بحث و خلافها از ميهمانان طفيلى و نوپايگان خوان گستردهء عربيت است و براى تفصيل بيشتر بايد به كتب تفسير و كلام شيعه مراجعه كرد .
متن حديث
از انس بن مالك روايت شده است كه سائلى به مسجد آمده مىگفت : من يقرض الملىّ الوفىّ ( 2 ) ؟ در اين موقع على ( ع ) در حال ركوع بود ، با دستش به سائل مىگفت انگشترى را از دست من بيرون آور . پيغمبر خدا به عمر فرمود : واجب شد .
عمر گفت پدر و مادرم به قربانت يا رسول اللَّه چه چيز واجب شد . فرمود : به خدا سوگند بهشت براى او واجب شد و او انگشترى از دست خود خارج نكرد مگر اينكه خداوند او را از هر گناهى كوچك و بزرگ رهانيد . انس گويد : هنوز كسى از مسجد بيرون نرفته بود كه جبرئيل به اين آيه نازل شد كه خداى بزرگ مىفرمايد
انّمّا وليّكم اللَّه و رسوله و الَّذين آمنوا الَّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون .
هامش
( 1 ) شرح حال بسيارى از اين بزرگان در جلد اول اين كتاب بر حسب قرون ديده مىشود ، مراجعه كنيد .
( 2 ) كيست به ثروتمند وفادارى ، وام دهد .