از كشتن او ) از پشيمانى دندان بهم بكوبى .
عبد اللَّه مرقال در جواب عمرو خطاب به معاويه گفت :
اى معاويه ! اين مرد ( عمرو ) كينهء درونيش نخوابيده كه اين چنين در كشتن من نظر دارد و اين بخلاف رسم پادشاهان عجم است كه اگر اسير تسليم ميشد ، او را نمىكشتند .
در روز صفين ؛ جريانى رخ داد كه هاشم مرقال و فرزندش كارهائى مرتكب شدند ولى گذشته گذشت و اكنون از آن حادثه جز خاطره اى خواب آلود ، چيزى باقى نيست .
و اگر تو عفوم كنى به جهت خويشاوندى خود كردى و اگر هم قصد كشتنم را داشته باشى ، به قرابتت اعتنائى نكرده اى .
معاويه در جواب عبد اللَّه مرقال اين اشعار بگفت :
من ، عفو و بخشش را از بزرگان قريش به ارث بردهام و آن را وسيله اى مىدانم براى نجات در آن روز سخت ( قيامت ) كه مورد عنايت خدايم قرار گيرم .
و تصور نمىكنم كه با كشتن تو ، تلافى خونهاى ريخته شده را نموده باشم .
بلكه عفو ، پس از آشكار شدن جرم بيشتر رواست .
آرى ، پدر او ( هاشم مرقال ) در جنگ صفين چون پاره آتشى بود بر عليه ما و عاقبت هم نيزههاى ما كار او را ساخت . ( 1 )
يك درس دينى و اخلاقى
بر اهل بحث و تحقيق پوشيده نيست ، كه آنچه از بدى و رسوائى به اين شخص ( عمرو بن عاص نسبت ) داده شده و در احوالات زندگيش ضبط گشته ، همه از پستيها ، نادرستيها ، حيله گريها ، مكارى و فريبها ، خيانتها و فجورها ، پيمان
هامش
( 1 ) كتاب « صفين » تأليف نصر بن مزاحم ص 182 ، « كامل » مبرد ج 1 ص 181 « مروج الذهب » ج 2 ص 57 - 59 ، « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد ج 2 ص 176