تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
گيرد مگر در تحت مراقبت و امر او ، همينطور هم در جهت مقابل ، در صفات و ملكات نفسانى نيكو كه اگر اعضاء به وظائف عمل كنند خود كاشف از نيروى ايمان قلبى آن صاحب عضو مىباشد . در حديث نبوى بنا به نقل حافظ منذرى در كتاب « الترغيب و الترهيب » ج 3 ص 171 كه گويد : در خلق و خوى شخص مؤمن ممكن است صفتى پيدا شود كه موجب نقص ايمان او گردد و بعضى از صفات ملازم بانفاق است كه از آن جدا نمىشود و با ايمان هم جمع نمىشود اگر چه صاحب آن خلق ، وظائف خود را از نماز و روزه انجام دهد و به همين صفات قرآن منافق را به ما مىشناساند . اينك توجه كنيد به آنچه كه در مورد بسيارى از صفات و ملكات ، از پيامبر پاك ( ص ) به ما رسيده كه به اين شخص ( عمرو ) قابل تطبيق است و بايد در اين باره از بينش كافى برخوردار بود و حالات گوناگون اهل طغيان ما را مغرور نسازد ، كسانى كه در زمين به فساد و تباهى اقدام نمودند . 1 - علامت منافق سه چيز است : هنگام سخن گفتن دروغ مىگويد ، و اگر وعده دهد خلف وعده مىكند ، و هنگامى كه امانتى به او سپرده شود خيانت مىكند ( 1 ) اين روايت را بخارى و مسلم نقل كرده‌اند و در آخر روايت مسلم اين جمله اضافه است : و اگر چه نماز بخواند و روزه بگيرد و گمان شود او مسلمان است ( 2 ) 2 - چهار خصلت است كه در هر كس باشد منافق خالص است اگر يكى از آن خصلتها در شخصى باشد به همان نسبت منافق خواهد بود ، مگر از آن صفت جدا گردد زمانى كه امانتى به او بسپارند خيانت كند ، و هنگام سخن گفتن ، دروغ گويد ، و اگر عهد و پيمانى منعقد سازد مكر و حيله كند ، و اگر با كسى از در ستيزه درآيد از حدود
هامش
( 1 ) آية المنافق ثلاث : اذا حدث كذب ، و اذا وعد اخلف ، و اذا ائتمن خان . ( 2 ) و ان صام و صلى و زعم انه مسلم .