* ( إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا ) * ( 1 ) .
و همين بيان از فرمودهء پيامبر اكرم استفاده مىشود .
حافظ ابن ماجه در سنن خود ج 1 ص 35 روايت كند كه :
الايمان معرفة بالقلب ، و قول باللَّسان و عمل بالاركان ( 2 ) .
ترجمه : ايمان شناختن به قلب و اقرار به زبان و عمل به اركان است . و نيز در روايت ديگر حضرت رسول آمده كه مفادش اينست : ايمان داراى هفتاد و چند شعبه است برتر آنها كلمهء « لا إله الا اللَّه » است و پائينتر آنها بر طرف نمودن ( موجبات ) اذيت است از سر راه مردمان ، و حياء ، شعبه اى از ايمان است ( 3 ) .
و بر اين اساس ، ايمان داراى مراتب قوّه و ضعف و زياد و كمى است و انسان به همين بيانى كه ذكر شد در آن واحد هم متصف به ايمان مىشود و هم متصف به عدم ايمان ؛ به اعتبارى داراى ايمان است و به اعتبارى ديگر فاقد ايمان است و از همين مطلب معناى كلام رسول اكرم ( ص ) را مىفهميم ، مفاد كلام حضرت چنين است : شخص زناكار در حال زنا كردن مؤمن نيست و در حال دزدى و باده گسارى هم مؤمن نيست ( 4 )
پس صلاحيت و شايستگى مملكت بدن حاصل نشود مگر در صورتى كه تمام اعضاء اطاعت كامل در مقابل وظائف خود داشته باشند و ايمان كامل نشود مگر اينكه همهء اعضاء به وظائف ايمانى خود عمل نمايند .
و همانطور كه اگر عضوى كار ناروائى انجام دهد يا وظيفهء خود را انجام ندهد اين از ضعف ايمان قلبى صاحب آن عضو حكايت مىكند و مىنمايد كه اسلام در قلب چنين شخص متزلزل است چه ، قلب فرمانده بدن است و هيچ كارى در اعضاء صورت نمى -
هامش
( 1 ) سوره اسراء آيه 36 ترجمه : همانا گوش و چشم و قلب ، همگى مسئول و مورد مؤاخذه و پرسش قرار مىگيرند .
( 2 ) و به همين لفظ در نهج البلاغه - از حضرت أمير المؤمنين منقول است .
( 3 ) اين روايت را : بخارى ، مسلم ، ابو داود ، ترمذى ، نسائى و ابن ماجه در كتب خود نقل كردهاند .
( 4 ) مسلم و غير او اين روايت را نقل كردهاند .