تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
به ضعيفترين حيله‌ها ما با او روبرو شويم ، در حالى كه روبرو شدن با او عجيب است . هر كس خواهان ملاقات او در ميدان جنگ شد ، مرگ نزديك او قرار مىگيرد جز عمرو كه عورت او نجاتش داد در حالى كه قلب او هراسان بود . گوئى ، هر گروهى كه در ميدان رزم با او روبرو شوند ، ديگر دل ندارد . مانند عمرو اى پسر معاويهء پسر حرب ، اين گمان من نيست ، به زودى عيب و عارها او را فرا مىگيرد . على او را به ميدان نبرد دعوت كرد ، و او هم شنيد ولى از ترس ، جوابى نداد . عمرو بن عاص ، خشمناك شد و گفت : اگر وليد راست مىگويد خودش با على روبرو شود ، يا در جائى قرار گيرد كه صداى او را بشنود ، و اين اشعار را سرود ( 1 ) . وليد مرا به ياد دعوت على مىاندازد ، در حالى كه درون او از بيمناكى و ترس پر است . هرگاه قريش رزمندگيهاى على را به ياد آورد ، دلشان از ترس بشدت مىپرد .
هامش
( 1 )يذكّرنى الوليد دعا علىّ و بطن المرء يملاءه الوعيد متى يذكر مشاهده قريش يطر من خوفه القلب الشّديد فأمّا فى اللَّقاء فاين منه معاوية بن حرب و الوليد و عيّرنى الوليد لقاء ليث اذا ما زأر هابته الاسود لقيت و لست اجهله عليّا و قد بلَّت من العلق اللَّبود فاطعنه و يطعنني خلاسا و ما ذا بعد طعنته اريد فرمها انت يا ابن أبى معيط و انت الفارس البطل النّجيد و اقسم لو سمعت ندا على لطار القلب و انتفخ الوريد و لو لا قيته شقّت جيوب عليك و لطَّمت فيك الخدودمصدر اين شعر : كتاب « صفين » ص 222 « شرح نهج البلاغهء » ابن ابى الحديد ج 2 ص 110 ، « تذكرهء » سبط ص 51 .