تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
عمرو با على روبرو شد و با نيزه اى كه همراه داشت حمله نمود . على ( ع ) در حالى كه شمشير در دست داشت و نيزه خود را بر ركاب زين قرار داده بود بسوى او آمد و به او نزديك شد . همين كه اسب تازاند تا بر او تفوق يابد ، عمرو خود را از اسب به زير افكند و پاهاى خود را بلند نمود چنان كه عورتش نمايان شد . در اين حال على از او روى برگرداند و برگشت و اين بزرگوارى و آقائى آن حضرت ضرب المثل شد ( 1 ) . ابن قتيبة در ج 1 ص 91 « الامامة و السياسة » گويد : گفته‌اند كه عمرو به معاويه گفت : آيا از على مىترسى ؟ و مرا در نصيحت متهم مىدارى ؛ به خدا قسم من با على در اولين برخورد ، نبرد خواهم كرد و لو هزار بار بميرم . در موقع برخورد ، همين كه عمرو با آن حضرت روبرو شد ، على با نيزه او را به زمين افكند . عمرو براى نجات خود ، عورتش را نمايان ساخت و على روى از او بگردانيد و برگشت و آن حضرت هيچگاه از روى حيا به عورت كسى نگاه نكرد و بزرگوارى خود را در اين امر و منزه بودن از آنچه روانيست ، به ثبوت رسانيد . مسعودى در ج 2 ص 25 « مروج الذهب » مىگويد : هنگامى كه عمرو ، معاويه را به نبرد با على وادار نمود ، معاويه او را قسم داد كه خود اين كار را انجام دهد و عمرو چاره اى نداشت جز آنكه در ميدان نبرد با على روبرو شود . همين كه در برابر على قرار گرفت ، على ( ع ) او را شناخت شمشير كشيد تا او را بزند . عمرو فورا عورت خود را نمايان ساخت و گفت : من اهل نبرد نيستم ، مجبور بودم ! على ( ع ) از او روى بتافت و بزشتى نكوهشش نمود و عمرو هم به محل خود باز گشت ! !
هامش
( 1 ) كتاب « صفين » ابن مزاحم ص 224 ، « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد ج 2 ص 110 .