تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
اگر طلحه عهده دار شود ، در بخشش جوانمرد و در ميان عرب به اين صفت مشهور است ؛ و اگر پسر ابى طالب عهده دار مقام خلافت گردد ، او در تمامى شئوون فقط حق را در نظر دارد و رعايت مىكند و او در نزد من مكروه ترين كسى است كه عهده دار اين مقام شود ! ! پس از آنكه اطلاع يافت كه با على بيعت شده ، بسيار ناراحت شد و مترصد بود كه مردم چه خواهند كرد ؟ ! سپس متوجه شد كه معاويه در شام از بيعت با على ( ع ) امتناع كرده و كشته شدن عثمان را اهميت داده و مردم را به خونخواهى او تحريك و تحريص مىكند . در اين موقع با فرزندانش ، عبد اللَّه و محمّد در مقام مشاوره برآمد و گفت : امّا على ( ع ) مردى است در اجراى حق جرىّ و بيباك و خير و بهره اى از ناحيهء او متصور نيست ! او چون منى را در هيچ امرى از امور دخالت نخواهد داد . عبد اللَّه گفت : پدر ! ، پيغمبر ( ص ) درگذشت در حالى كه از تو راضى بود ابو بكر و عمر هم از دنيا رفتند و از تو راضى بودند ، بنابر اين عقيده و رأى من اينست كه از هر كارى دست بردارى و در خانهء خود بنشينى تا وقتى كه مردم ، همه بر امامى اتفاق نمودند ، تو نيز بيعت كن . امّا محمّد گفت : تو يك تن از شخصيتهاى حساس عرب هستى و من صلاح نمىبينم كه امر خلافت بدون اينكه از تو نامى در ميان باشد شكل بگيرد ! ! عمرو گفت : امّا تو اى عبد اللَّه ! خير و صلاح اخروى مرا در نظر گرفتى و رأى تو ضامن دين من خواهد بود ! اما تو اى محمّد ! رأى به امرى دادى كه براى دنياى من مفيد است ولى نسبت به امر آخرتم نامطلوب و مضر است . سپس به اتفاق فرزندانش به نزد معاويه رفت ؛ در شام مشاهده كرد كه مردم معاويه را به خونخواهى عثمان تحريك مىكنند . عمرو بن عاص به مردم شام گفت : درست تشخيص داده‌ايد و حق با شما است ؛ در مقام خونخواهى خليفهء مظلوم از پاى نايستيد .