تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
معاويه متوجه سخنان عمرو بن عاص نبود ، فرزندانش به او گفتند : مگر نمىبينى معاويه التفاتى به ابراز احساسات تو ندارد ؟ سخن ديگرى بگو و راه ديگرى پيشگير تا توجه معاويه را به خود جلب كنى . عمرو بر معاويه داخل شد و به او گفت : بسى مايهء تعجب است ! من با هدفى كه مطابق هدف تو است بر تو وارد شدم و تو از من اعراض مىكنى و التفاتى به من نمىكنى ؟ ! به خدا قسم اگر ما با تو در نبرد شركت و همكارى كنيم ، دربارهء خونخواهى خليفهء مقتول با تو همآهنگ مىشويم ، آنچه در نفوس ما نسبت به اين قضيه است نگفته پيداست چيست ؛ ما با كسى جنگ خواهيم كرد كه تو سابقه و فضيلت و خويشاوندى او را با رسول خدا مىدانى و كاملا آگاهى ، منتهى چيزى كه هست . ما خواهان اين دنيائيم . معاويه پس از اين گفتارها به عمرو متمايل شد و با او سازش نمود ( 1 ) . پس از اين سازش ناميمون ، پيوسته مردم را تحريص به كشتن امام امير - المؤمنين ( ع ) مىنمود همانطور كه نسبت به عثمان آنقدر تحريكات كرد تا او را به كشتن داد و به آن افتخار مىنمود و پس از خاتمهء كار عثمان ، پيراهن او را وسيلهء رسيدن به مقام و پاداش قرار داد و به خونخواهى او قيام و تظاهر نمود . از جمله كسانى كه عمرو او را بر عليه أمير المؤمنين تحريك مىنمود ، حريث وابستهء معاوية بن ابى سفيان بود . ابن عساكر در ج 4 ص 113 تاريخش گويد معاويه به حريث گفت : از على بپرهيز و نيزهء خود را به هر جا مىخواهى بگذار . عمرو به حريث گفت : اى حريث ! به خدا قسم ، اگر تو قرشى مىبودى ، معاويه دوست مىداشت كه على را به قتل برسانى و كراهت دارد از اينكه اين امر نصيب ديگران گردد ، پس تو اگر فرصتى يافتى بر او هجوم كن .
هامش
( 1 ) « انساب الاشراف » بلاذرى ج 5 ص 74 - 78 ، تاريخ « طبرى » ج 2 ص 108 - 111 و 224 ، « كامل » ابن اثير ج 3 ص 68 ، « تذكرهء » سبط ابن جوزى ص 49 ، « جمهرهء رسائل العرب » ج 1 ص 388 .