تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
فروخت و مردم را بر عليه امامى وادار مىكرد كه طهارت و پاكى او نصّ كتاب الهى است و به كشتن آن جناب مسرور مىشد ؛ او با كمال صراحت خود را چنين معرفى كرد . خداى او را در معامله و رفتار و سازشش مبارك نگرداند !

داستان شجاعت عمرو

سابقه اى از پسر نابغه ، در غزوات و نبردها سراغ نداريم ؛ نه در زمان جاهليت قبل از اسلام و نه در دوران نبوت . اما جنگ صفين ! از او جز خاطرهء ننگين كشف عورتش در مقابل امير المؤمنين ( ع ) و فرارش از مالك اشتر ، وجود ندارد . در اين جنگ است كه ننگ و عار او براى هميشه در تاريخ ثبت شد و مورد تمثيل و تغنّى اهل حجاز قرار گرفت ، عتبة بن ابى سفيان راجع به رسوائى او در شعرش چنين آورده است :
« سوى عمرو وقته خصيتاه نجى و لقلبه منه وجيب »
ترجمه : . . . جز عمرو كه تخمهايش او را از خطر نجات داد و حال آنكه از مواجههء با اين خطر دلش در اضطراب بود . و ذكر عمرو و موقعيت او در شعر معاوية بن ابى سفيان چنين آمده است :
« فقد لاقى ابا حسن عليّا فآب الوائلىّ مآب خازى » « فلو لم يبد عورته للاقى به ليثا يذلَّل كلّ غازى »
ترجمه : عمرو با ابو الحسن على ( ع ) ، روبرو شد و عمرو ( آنكه منسوب به وائل است ) با خارى و رسوائى بازگشت . اگر عورت خود را آشكار نساخته بود ، شير مردى در روبرويش بود كه هر جنگجوئى را خوار مىكند . ( و عمرو ) در شعر حارث بن نصر سهمى چنين نكوهش شده است : به عمرو و ابن ارطاة بگوئيد كه در مسير خود مراقب و آگاه باشند تا دوباره با شير مرد ( على ) روبرو نشوند .