تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و با حقائق قطعى كه با ذكر سوابق تاريخى ، بيان نموديم گمان نمىرود جائى براى مطالب ساختگى آنها باقى مانده باشد و بتواند حقايق را از محور خود منحرف سازد ، خاصه با توجه به خصوصيات و حالات راويان ناپاك و بدانديش ، كه در راه انگيزش باطل كوشيده‌اند ! ! اما داستان فرماندهى او ( عمرو ) در غزوهء « ذات السلاسل » ، هيچ سودى به او عايد نمىكند و فضيلتى براى او محسوب نمىشود چه ، با دلائل قطعى معلوم شد كه او در تمام دوران زندگيش ، تظاهر به اسلام نموده و كفر و نفاق را در باطن خود باقى نگه داشته است ولى مصلحت عمومى مسلمين و حكمت الهى ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را از عمل به مقتضاى باطن افراد ، باز مىداشت و با آنها به حكم ظواهرشان ، رفتار مىفرمود ؛ زيرا آنها تازه از دورهء جاهليت به اسلام گرائيده بودند ، و اسلام هيچگاه به مقتضاى احساسات و افكار درونى آنها ( در اين جهان ) با آنها رفتار نكرده است . اگر قرار بود چنين كاوشهائى در كار باشد ، آنها سير قهقرائى را به سوى جاهليت پيش مىگرفتند ؛ لذا پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بر ظواهرشان با آنها مماشات مىفرمود تا شايد تدريجا به حقيقت ايمان آورند و اسلام بتواند جائى در قلوب آنها پيدا كند و بر اين اساس بود كه رسول خدا به دوروئى بسيارى از صحابه واقف بود و خداوند هم اين معنى را به او خبر داده بود كه : * ( وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ . . . ) * و در ديگر آيات ؛ منتها آن جناب حقيقت حال را ناديده مىگرفت تا از اعراض و انحراف آنها جلوگيرى كرده باشد . بنابر اين ، فرماندهى عمرو در آن غزوه ، با اينكه پيغمبر به نفاق او آگاه بود بر اساس همين حكمت الهى است و هيچگونه ملازمه اى با اهليّت و صلاحيت او نخواهد داشت چنان كه سخن امير مؤمنان عليه السّلام را در اين باره ملاحظه نموديد كه فرمود : چون پرچم فرماندهى را رسول خدا ( ص ) بنام عمرو ( در غزوهء ذات السلاسل ) بست ، با او شرطى كرد كه بدان عمل نكرد ! ! . و دليل بر اين حقيقت گفتار ابى عمرو و غير او است داير بر اينكه :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 279 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)