تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
من يار و رفيق تو بودم در روزيكه قرآنها بر سر نيزه‌ها رفت ، و تو به نحوهء فكر و راى من مطلعى و صلاح نمىبينم كه بر خلاف رأى من رفتار كنى ؛ چه من از خير انديشى و صلاحديد در كارهاى تو دريغ نكرده‌ام ! بفرست او را حاضر كنند و خود را در مقابل او عاجز و ناتوان قلمداد مكن تا ترا بكوبد و منكوب سازد ! معاويه به دستور عمرو رفتار كرد و در پى ابو الاسود فرستاد كه حاضرش سازند ؛ و هنگامى كه وارد مجلس شد سومين كس بود ، معاويه به او خوشامد گفت و سپس مورد خطابش قرار داد و گفت : من و عمرو بن عاص دربارهء اصحاب محمّد مناقشه و منازعه داشتيم دوست دارم نظر و عقيدهء تو را در رفع اين نزاع و مناقشه بدانم . ابو الاسود گفت : يا أمير المؤمنين ! آنچه مىخواهى سؤال كن . معاويه گفت : اى ابو الاسود ! كداميك از اصحاب رسول خدا ( ص ) محبوبتر بودند ؟ ابو الاسود گفت : آن كس كه بيشتر از همه رسول خدا را دوست مىداشت و در راه او فداكارى مىكرد . معاويه به طرف عمرو بن عاص نظرى افكند و سرى تكان داد و سپس دنبالهء سؤال خود را گرفت و به ابو الاسود گفت . بنابر اين كداميك از آنها در نظر تو برتر و افضلند ؟ ابو الاسود گفت : آن كس كه تقواى او زيادتر و خوف او در دين از ديگران بيشتر بود ، معاويه در اين موقع بر عمرو خشمناك شد و سپس به ابو الاسود گفت : بنابر اين كداميك از آنها داناتر از ديگران بود ؟ گفت : آن كس كه بيشتر از همه در گفتار خود از خطا مصون بود و سخنش رساتر و كاملتر بود . معاويه سؤال كرد : كداميك از اصحاب ، شجاعتر از سايرين بود ؟ ابو الأسود جواب داد : آن كس كه در ميدانهاى جنگ رنج و محنت بيشترى