تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و ابن ابى الحديد در ج 1 ص 200 « شرح نهج البلاغة » خود نقل از كتاب صفين ابن ديزيل ( شرح حالش در ص 162 ج 1 ذكر شده ) و از كتاب صفين نصر بن مزاحم روايت نموده و شبلنجى در ص 110 « نور الابصار » خود آن را ذكر كرده است .

12 - نفرين عايشه بر عمرو

پس از آنكه كشته شدن محمّد بن ابى بكر به عايشه رسيد در مرگش بيقرارى بسيار نمود و پيوسته در قنوت و بعد از نماز به معاويه و عمرو بن عاص نفرين مىنمود . اين موضوع را طبرى در ج 6 ص 60 تاريخش و ابن اثير در ج 3 ص 155 « كامل » خود و ابن كثير در ج 7 ص 314 تاريخ خود و ابن ابى الحديد در ج 2 ص 33 « شرح نهج البلاغة » روايت كرده‌اند .

13 - امام حسن و عمرو

زبير بن به كار در كتاب « مفاخرات » روايت نموده كه : عمرو بن عاص ، و وليد بن عقبة بن ابى معيط ، و عتبة بن ابى سفيان بن حرب ، و مغيرة بن شعبه ، نزد معاويه جمع بودند و سخنان دردناكى از امام حسن به آنها رسيده بود و نظير همين سخنان از ناحيهء آنها به امام حسن رسيده بود . آن جمع به معاويه گفتند : اى امير المؤمنين ! بنگر كه حسن پسر على چگونه نام پدرش را زنده نموده و سخنانش مورد تصديق مسلمين واقع شد ؛ و امر او را گردن مىنهند و از او پيروى مىنمايند و بر اثر اين جريان او بيش از آنچه هست بلند مرتبه و مشهور مىگردد . ما ، پيوسته از او چيزهائى مىشنويم كه باعث نگرانى ماست . معاويه گفت : اكنون در اين باره چه مىگوئيد ؟ گفتند : به دنبال او بفرست تا ما او را و پدرش را در محضر تو دشنام دهيم و نكوهش و سرزنش نمائيم ؛ به او بگوئيم كه پدرش قاتل عثمان بود و در اينباره از او اقرار مىگيريم و حال آنكه او نمىتواند ( در حضور تو ) با ما معارضه كند .