تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
ولى آن جماعت نصايحم را تا ظهر فردا نفهميدند ( يعنى بعد از اينكه همهء كارها گذشته ، و وقت هر عملى منقضى گشته بود ) . آگاه باشيد ! همانا اين دو مرد ( عمرو بن عاص و ابو موسى اشعرى ) كه شما بداورى پذيرفتيد ؛ حكم قرآن را پشت سر افكندند و بر خلاف امر و نهى قرآن عمل نمودند و هر كدامشان بدلخواه خود رفتار نمودند و راهنمائيهاى خدا را ناديده گرفته و بدون در دست داشتن حجت و برهانى ، و يا در نظر گرفتن سيرهء گذشته ، داورى كردند و هر دو در داوريشان اختلاف نمودند و در نتيجه هيچيك به صواب و رشد راه نيافتند و خدا و رسولش و صالحين و اهل ايمان جملگى از آن دو بيزارى جستند و آنها آمادهء عزيمت بسوى شام گشتند . ( 1 ) ابن كثير اين خطبه را در ج 7 ص 286 تاريخ خود آورده ولى به جهت اينكه در اين خطبه تبهكاران خيانت پيشه با اوصاف نكوهيده ياد شده‌اند ، و يا بدين سبب كه در ناقلين خطبه خدشه مىكرده است و يا به اين علت كه راضى نمىشده مردم بر - حال عمرو بن عاص و رفيقش مطلع گردند ؛ دنبال خطبه را بريده و آن را تا آخر بيت مورد استشهاد ذكر كرده و سپس گويد : حضرت بعد از اين جمله سخنى دربارهء رفتار داوران دارد و داوريشان را رد نموده و نكوهش نموده است و سخنانى بر خيانت و گمراهى حكمين ايراد فرموده . در اين مورد ضمن خطبه‌هاى أمير المؤمنين ( ع ) سخنان بسيارى در پيرامون اين مرد ( عمرو بن عاص ) مذكور است كه ما براى رعايت اختصار از ذكر آن صرفنظر نموديم مانند اين جمله از فرمايش آن حضرت : پسر نابغه ، آن دشمن خدا و دوست آنكه خدا او را دشمن مىدارد ، رهسپار مصر شد . و يا اين جمله :
هامش
( 1 ) الامامه و السياسه ج 1 ر 119 . تاريخ طبرى 6 ر 45 ، مروج الذهب 2 ر 35 ، نهج البلاغه 1 ر 44 تاريخ كامل ابن اثير 3 ر 146 .