تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
خود ، از كتاب صفين تاليف نصر بن مزاحم نقل نموده است ( 1 ) در حالى كه ما اين نامه را در كتاب نصر بن مزاحم نيافتيم ، پس هر كس در بسيارى از آنچه ابن ابى الحديد از اين كتاب نقل نموده دقت و امعان نظر كند ، خواهد دانست كه آنچه از كتاب نصر بن مزاحم به چاپ رسيده مختصرى از كتاب اصلى است نه تمام كتاب او و كتاب نصر از آنچه كه فعلا در دسترس است بسيار بزرگتر بوده است .

9 - صورت ديگر از نامهء على ( ع )

: همانا تو دين خود را تابع دنياى كسى قرار دادى كه گمراهى و ستمكاريش آشكار است و پردهء حيا و دينش دريده ؛ انسان بزرگوار در مجلس او مورد نكوهش و اهانت واقع شود و بردبار و حليم با آميزش او به سفاهت منسوب گردد ؛ تو از او پيروى كردى بخاطر مال دنيا ، چون سگى كه دنبال شيرى را گيرد تا از پنجه‌هاى نيرومند او بهره مند گردد و در انتظار آن باشى كه از باقيماندهء طعمهء خود چيزى بسويت افكند در نتيجه اين روش ؛ دنيا و آخرت خود را از دست دادى ! در حالى كه اگر به حق مى - پيوستى به آرزوهايت مىرسيدى . آن هنگام كه خداوند ، مرا بر تو و پسر ابو سفيان پيروز كند و غلبه دهد ؛ پاداش اعمالتان را به شما مىرسانم و اگر مرگتان بتأخير افتد و بعد از من باقى مانديد ، آنچه در پيش روى شماست و در آينده در انتظارتان است بدتر است . و السلام ( 2 )

10 - خطبهء أمير المؤمنين بعد از تحكيم

پس از آنكه خوارج خروج نمودند و ابو موسى به مكه گريخت و على ( ع ) ابن عباس را به بصره برگرداند ؛ آن حضرت در كوفه اين خطابه را ايراد فرمود : ستايش مر خداير است ، هر چند روزگار سانحهء مهم و حادثهء بزرگى را بوجود آورد
هامش
( 1 ) و دكتور احمد زكى صفوت اين نامه را از ابن ابى الحديد در ج 1 ص 486 « جمهرة الرسائل » خود نقل نموده است . ( 2 ) نهج البلاغه ج 2 ص 64 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 238 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)