تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
است كه : خدايت بيامرزد . و نيز پيغمبر اكرم را از شعر حسّان بن ثابت در وجد و سرور مىبينيم : حسان روز غدير خم جريان غدير را به شعر در آورد ، پيغمبر دعا كرد كه : لا تزال يا حسّان مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك . تا آن هنگام كه با سخنت ما را يارى كنى از تأييدات روح القدس بهرمند گردى . حضرت پيغمبر ( ص ) منبرى در مسجد براى حسان ميگذارد و او بر منبر مىايستاد و فضايل پيغمبر و مكتب او را ، بازگو ميكرد ؛ و باز رسول خدا فرمود كه : « خداوند حسّان را تا موقعى كه از ما دفاع مىكند تأييد فرمايد » ( 1 ) . و همچنين سرور حضرت رسول را ( ص ) از شعر ابى كبير هذلى مشاهده ميكنيم ، عايشه گويد : پيغمبر اكرم ( ص ) پاپوش خود را اصلاح مىنمود و من نشسته به ريسندگى مشغول بودم ناگهان چشمم به صورت مباركش افتاد كه در چهره اش عرق مىدرخشيد از اين حالت مبهوت شدم ، حضرت رسول به من نگريست و فرمود : چه شده كه چنين بهت زده مينگرى ؟ گفتم : اى رسول خدا ديدم در چهرهء شما دانه‌هاى عرق نور افشانى ميكنند ، اگر ابو كبير هذلى تو را ميديد ميدانست كه سرودهء او از هر كس به تو شايسته تر است . فرمود : مگر ابو كبير چه سروده ؟ گفت اينست شعر ( 2 ) : او از آزار رحم مادر پاك و از آلودگيهاى دايه و پستانش بر كنار و هيچگونه بيمارى دامنگير او نيست . و هنگاميكه به خطوط زيباى صورتش مينگرم چون درخشش دانه‌هاى باران كه از آسمان ريزان است ميدرخشد . پيغمبر اكرم از سخن عائشه اظهار سرور فرمود ( 3 ) . پيغمبر اكرم ( ص ) پيوسته شعرا را بسرودن و ضبط اشعار خود وادار مىفرمود و
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 3 : 477 ، ذهبى هم در تلخيص آن را صحيح شمرده . ( 2 )و مبرء من كل غير حيضة و فساد مرضعة و داء معضل و اذا نظرت الى اسرة وجهه برقت كبرق العارض المتهلل( 3 ) حلية الاولياء 2 : 45 ، تاريخ بغداد 3 : 253 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 16 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)