تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
بود ، چنان در گرايش شديم كه طلوع و غروب ستاره سهيل را نفهميديم . همهء سعيم اينست كه پرهيزگار شوم چه ، از آتش سوزان ترسانم . تا اينكه به اين شعر رسيد : ما با گرايش به اسلام به آسمان مجد و بزرگى رسيده‌ايم و آرزو اينست كه به جلوه گاه بالاترى برشويم . پيغمبر به ابو ليلى فرمود : كدام جلوه گاه بالاتر ؟ عرض كرد : بهشت . حضرت فرمود : بلى ! به خواست خدا . و سپس چنين سرود : حلم و بردبارى موقعى نتيجه ميدهد و از كدورت محفوظ ميماند كه گاهگاهى توأم با تندى باشد . و تندى هم اگر توأم با حلم نگردد كه از خطرات محفوظش دارد بى فائده است . در اينموقع رسول خدا ( ص ) ، دو بار فرمود : نيكو سرودى ، دهانت سالم باد . او را مىديدند با وجود زيادى عمر دندانهايش چون دانه‌هاى تگرك آب شده شفاف و براق ، هيچيك از دندانهايش نه شكسته و نه افتاده بود ( 1 ) . و باز سرور آن جناب را مىبينيم هنگاميكه كعب بن زهير لاميّهء خود را براى حضرت مىخواند و پيغمبر بردى به او صله داد كه بعدها معاويه به بيست هزار درهم از او خريد و پيوسته خلفاء آن را در روزهاى عيد مىپوشيدند ( 2 ) . در مستدرك حاكم ج 3 ص 582 آمده كه چون كعب قصيدهء خود را در حضور حضرت خواند به اين شعر رسيد كه ( 3 ) :
هامش
( 1 ) شعر و شعراء ابن قتيبه : 96 ، استيعاب 1 : 311 ، اصابة 3 : 539 . ( 2 ) شعر و شعراء ابن قتيبه : 62 ، امتاع مقريزى : 494 ، اصابة 5 : 296 . ( 3 )ان الرسول لسيف يستضاء [ م ] به و صارم من سيوف اللَّه مسلول