بود ، چنان در گرايش شديم كه طلوع و غروب ستاره سهيل را نفهميديم . همهء سعيم اينست كه پرهيزگار شوم چه ، از آتش سوزان ترسانم .
تا اينكه به اين شعر رسيد :
ما با گرايش به اسلام به آسمان مجد و بزرگى رسيدهايم و آرزو اينست كه به جلوه گاه بالاترى برشويم .
پيغمبر به ابو ليلى فرمود :
كدام جلوه گاه بالاتر ؟ عرض كرد : بهشت .
حضرت فرمود : بلى ! به خواست خدا .
و سپس چنين سرود :
حلم و بردبارى موقعى نتيجه ميدهد و از كدورت محفوظ ميماند كه گاهگاهى توأم با تندى باشد .
و تندى هم اگر توأم با حلم نگردد كه از خطرات محفوظش دارد بى فائده است .
در اينموقع رسول خدا ( ص ) ، دو بار فرمود : نيكو سرودى ، دهانت سالم باد .
او را مىديدند با وجود زيادى عمر دندانهايش چون دانههاى تگرك آب شده شفاف و براق ، هيچيك از دندانهايش نه شكسته و نه افتاده بود ( 1 ) .
و باز سرور آن جناب را مىبينيم هنگاميكه كعب بن زهير لاميّهء خود را براى حضرت مىخواند و پيغمبر بردى به او صله داد كه بعدها معاويه به بيست هزار درهم از او خريد و پيوسته خلفاء آن را در روزهاى عيد مىپوشيدند ( 2 ) .
در مستدرك حاكم ج 3 ص 582 آمده كه چون كعب قصيدهء خود را در حضور حضرت خواند به اين شعر رسيد كه ( 3 ) :
هامش
( 1 ) شعر و شعراء ابن قتيبه : 96 ، استيعاب 1 : 311 ، اصابة 3 : 539 .
( 2 ) شعر و شعراء ابن قتيبه : 62 ، امتاع مقريزى : 494 ، اصابة 5 : 296 .
( 3 )ان الرسول لسيف يستضاء [ م ] به
و صارم من سيوف اللَّه مسلول