همانا محمّد پيامبر خدا چون شمشيرى است كه بدان كسب روشنى مىشود .
و شمشير برنده ايست از شمشيرهاى كشيده شده در راه خدا .
پيغمبر با آستين خود به مردم فرمان سكوت داد تا قصيدهء كعب را بشنوند .
و روايتى ديگر ميگويد : كعب مصرع آخر را « من سيوف الهند » سروده بود پيغمبر فرمود : نه
« من سيوف اللَّه »
( 1 ) . و باز عبد اللَّه بن رواحه را مىبينيم كه بر حضرت شعر مىخواند و او مسرور مىشود : براء بن عازب گويد : پيغمبر اكرم ( ص ) را ديدم كه خاكهاى خندق را حمل مىكند و گرد و خاك روى شكم حضرت را پوشانده بود ، حضرت در آن هنگام شعر عبد اللَّه بن رواحه را زمزمه ميكرد ( 2 ) :
خداوندا ! اگر تو نبودى ما به هدايت نمىرسيديم و نه انفاقى در راهت مىنموديم و نه به سپاس تو به نماز مىايستاديم ، تو خود آرامشى بر ما فرود آر و گامهاى ما را استوار گردان .
دشمنان بر ما ستم نمودند و ما در مقابل فتنه هايشان پايمردى نموديم ( 3 ) .
و از روايت ابن سعد در ( طبقاتش ) و ابن اثير چنين بر مىآيد كه شعرهاى بالا مربوط به عامر بن اكوع است : ابن اثير درج 3 ( اسد الغابة ) ص 72 روايت نموده كه رسول خدا هنگام رفتن به خيبر به عامر فرمود ، از مركب خود فرود آى و از اشعار خود به آهنگ حدى بخوان .
راوى گويد كه عامر از اسب فرود آمد و شعر بالا را سرود .
سپس رسول خدا فرمود : خدا بر تو رحم آورد ، و در ( طبقات ) ج 3 ص 619 چنين
هامش
( 1 ) شرح قصيده : 98 شارح جمال الدين انصارى
( 2 )لاهم لو لا أنت ما اهتدينا
و لا تصدقنا و لا صلينا
فأنزلن سكينة علينا
و ثبت الاقدام ان لاقينا
ان اولاء قدبغوا علينا
و ان ارادوا فتنة أبينا( 3 ) مسند احمد 4 : 302 .