تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
پس هرگاه مردم در تشخيص زنازادگان گرد هم آمدند تو اى عمرو نسبت خود را آشكار كن ( 1 ) و زمخشرى در « ربيع الابرار » گويد : نابغه ، مادر عمرو بن عاص كنيز مردى بود از قبيلهء عنزه ، كه اسير شد و عبد اللَّه پسر جدعان تيمى در مكه او را خريد و او زنى زناكار بود ؛ و بعد از اين سخن نظير سخن اولى كلبى را ذكر نموده و ابياتى كه ذكر شد به ابو سفيان حارث بن عبد المطلب نسبت مىدهد و گويد : هزار درهم جايزه قرار داده شد براى كسى كه از عمرو بن عاص وضع مادرش را كه بد نام بود سؤال نمايد ، هنگاميكه عمرو بن عاص فرمانده مصر بود ، آن مرد به نزدش رفت و گفت : آمده‌ام تا نسبت به مادر فرمانده معرفت پيدا كنم . عمرو گفت : آرى ، او زنى از قبيلهء عنزه منسوب به بنى جلان بود نامش ليلى و لقبش نابغه بود ، حال برو پاداشى كه برايت تعيين شده بگير ! ( 2 ) حلبى ، در ج 1 ص 46 كتاب خود « السيرة الحلبيه » در باب نكاح زناكاران و نكاح جمع ، كه در زمان جاهليت از اقسام زناشوئى محسوب ميشد ، گويد : نكاح زناكاران چنين معمول بوده كه گروهى با زن زناكار يكى پس از ديگرى همبستر مىشدند
هامش
( 1 )ابوك ابو سفيان لا شك قد بدت لنا فيك منه بينات الدلائل ففاخر به اما فخرت و لا تكن تفاخر بالعاص الهجين بن وائل و ان التى فى ذاك يا عمرو حكمت فقالت رجاء عند ذاك لنائل : من العاص عمرو . تخبر الناس كلما تجمعت الاقوام عند المحاملشرح ابن ابى الحديد 2 ر 101 ( 2 ) اين داستان را مبرد در « الكامل » و ابن قتيبه در ج 1 ص 284 « عيون الاخبار » و ابن عبد البر در استيعاب ، و ابن ابى الحديد در ج 2 ص 100 « شرح نهج البلاغة » و در ج 2 ص 19 « جمهرة الخطيب » نقل نموده‌اند .